zahra مدیر ارشد 2013-09-24 3,067 2,573 0 2014-04-25 #21 می توان خاطراتی خوب در ذهن حک کرد و باقی را دور ریخت .... یاد و خاطره زیبایی های زندگی تا پایان عمر نشاط و سرزندگی به دنبال دارد
می توان خاطراتی خوب در ذهن حک کرد و باقی را دور ریخت .... یاد و خاطره زیبایی های زندگی تا پایان عمر نشاط و سرزندگی به دنبال دارد
zahra مدیر ارشد 2013-09-24 3,067 2,573 0 2014-04-25 #22 مشکل همیشه هست . نگاه ماست که به آن قیمت و تخفیف می دهد باید دید و نگرش عوض شود نگاه کردن از قابی دیگر به زندگی هم جذابیت و سودمندی اثر بخشی را برایمان به ارمغان می آورد این راهی ست برای غلبه بر مشکلات و نهایت پیروزی و شادکامی
مشکل همیشه هست . نگاه ماست که به آن قیمت و تخفیف می دهد باید دید و نگرش عوض شود نگاه کردن از قابی دیگر به زندگی هم جذابیت و سودمندی اثر بخشی را برایمان به ارمغان می آورد این راهی ست برای غلبه بر مشکلات و نهایت پیروزی و شادکامی
zahra مدیر ارشد 2013-09-24 3,067 2,573 0 2014-04-25 #23 من در این تاریکی فکر یک بره روشن هستم که بیاید علف خستگی ام را بچرد من در این تاریکی امتداد تر بازوهایم را زیر بارانی می بینم که دعاهای نخستین بشر را تر کرد من در این تاریکی در گشودم به چمنهای قدیم به طلایی هایی که به دیوار اساطیر تماشا کردیم من در این تاریکی ریشه ها را دیدم و برای بته نورس مرگ آب را معنی کردم
من در این تاریکی فکر یک بره روشن هستم که بیاید علف خستگی ام را بچرد من در این تاریکی امتداد تر بازوهایم را زیر بارانی می بینم که دعاهای نخستین بشر را تر کرد من در این تاریکی در گشودم به چمنهای قدیم به طلایی هایی که به دیوار اساطیر تماشا کردیم من در این تاریکی ریشه ها را دیدم و برای بته نورس مرگ آب را معنی کردم
zahra مدیر ارشد 2013-09-24 3,067 2,573 0 2014-04-25 #24 هیچ وقت به خاطر هیچ کس؛ از ارزش هایت دست نکش؛ چون، زمانی که آن فرد از تو دست بکشد؛ تو می مانی و یک «منِ» بی ارزش ...! . . .
هیچ وقت به خاطر هیچ کس؛ از ارزش هایت دست نکش؛ چون، زمانی که آن فرد از تو دست بکشد؛ تو می مانی و یک «منِ» بی ارزش ...! . . .
zahra مدیر ارشد 2013-09-24 3,067 2,573 0 2014-04-25 #25 از انسان های احساساتی بـیشتر بترسید؛ آن ها قادرند ناگهانی، دیگر گریـه نکنند، دوسـت نــداشته بــاشند و قـید همـــه چیز را بزنند ...
از انسان های احساساتی بـیشتر بترسید؛ آن ها قادرند ناگهانی، دیگر گریـه نکنند، دوسـت نــداشته بــاشند و قـید همـــه چیز را بزنند ...
zahra مدیر ارشد 2013-09-24 3,067 2,573 0 2014-04-25 #26 دسترسی به فایلها مخصوص اعضای انجمن است، شما هم میتوانید عضو انجمن "یه حس خوب" شوید، کافیست ثبت نام کنید. سر سجاده دعامیکنم امروزغمت ازدل برود و خداهرچه بخواهی زکرم هدیه به قلب تودهد
دسترسی به فایلها مخصوص اعضای انجمن است، شما هم میتوانید عضو انجمن "یه حس خوب" شوید، کافیست ثبت نام کنید. سر سجاده دعامیکنم امروزغمت ازدل برود و خداهرچه بخواهی زکرم هدیه به قلب تودهد
zahra مدیر ارشد 2013-09-24 3,067 2,573 0 2014-04-25 #27 دسترسی به فایلها مخصوص اعضای انجمن است، شما هم میتوانید عضو انجمن "یه حس خوب" شوید، کافیست ثبت نام کنید. یادش بخیر یه معلم داشتیم میگفت تو این دوره زمونه یا باید گرگ زاده باشی یا بین گرگا بزرگ شده باشی
دسترسی به فایلها مخصوص اعضای انجمن است، شما هم میتوانید عضو انجمن "یه حس خوب" شوید، کافیست ثبت نام کنید. یادش بخیر یه معلم داشتیم میگفت تو این دوره زمونه یا باید گرگ زاده باشی یا بین گرگا بزرگ شده باشی
zahra مدیر ارشد 2013-09-24 3,067 2,573 0 2014-04-25 #28 قفسی باید ساخت هرچه در دنیا گنجشک و قناری هست با پرستوها و کبوترها همه را باید یکجا به قفس انداخت روزگاری است که پرواز کبوترها در فضا ممنوع است که چرا به حریم جت ها خصمانه تجاوز شده است روزگاری است که خوبی خفته است و بدی بیدار است ...
قفسی باید ساخت هرچه در دنیا گنجشک و قناری هست با پرستوها و کبوترها همه را باید یکجا به قفس انداخت روزگاری است که پرواز کبوترها در فضا ممنوع است که چرا به حریم جت ها خصمانه تجاوز شده است روزگاری است که خوبی خفته است و بدی بیدار است ...
zahra مدیر ارشد 2013-09-24 3,067 2,573 0 2014-04-25 #29 یادمان باشد با شکستن پای دیگران، ما بهتر راه نخواهیم رفت . . .
zahra مدیر ارشد 2013-09-24 3,067 2,573 0 2014-04-25 #30 ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮدی ﺑﺮاﯾﺖ ﭼﯿﺰی ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ ﭼﯿﺰی ﻧﻤﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ! ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﻢ را ﮐﻪ ﺑﺨﻮاﻧﯽ ﺑﺮای ﺳـــــــــــﺎل ﻫﺎ از ﺗﻮ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﮐﺎﻓﯽ اﺳﺖ
ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮدی ﺑﺮاﯾﺖ ﭼﯿﺰی ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ ﭼﯿﺰی ﻧﻤﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ! ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﻢ را ﮐﻪ ﺑﺨﻮاﻧﯽ ﺑﺮای ﺳـــــــــــﺎل ﻫﺎ از ﺗﻮ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﮐﺎﻓﯽ اﺳﺖ
zahra مدیر ارشد 2013-09-24 3,067 2,573 0 2014-04-25 #31 هر وقت مــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــرا باور کردی...!!! در آغوشـــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــم بگیر...!!! عذرخواهی از خــــــــــــــــــ♥ــــ� �ــــــــــــدا با من...!!!
هر وقت مــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــرا باور کردی...!!! در آغوشـــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــم بگیر...!!! عذرخواهی از خــــــــــــــــــ♥ــــ� �ــــــــــــدا با من...!!!
zahra مدیر ارشد 2013-09-24 3,067 2,573 0 2014-04-25 #32 سالها بعد یاد تو از خاطرم خواهد گذشت و نخواهم دانست کجایی اما آرزوی من برای خوشبختی تو تو را درخواهد یافت و در بر خواهد گرفت و احساس خواهی کرد اندکی شادتر و اندکی خوشبخت تر و نخواهی دانست که چرا؟
سالها بعد یاد تو از خاطرم خواهد گذشت و نخواهم دانست کجایی اما آرزوی من برای خوشبختی تو تو را درخواهد یافت و در بر خواهد گرفت و احساس خواهی کرد اندکی شادتر و اندکی خوشبخت تر و نخواهی دانست که چرا؟
zahra مدیر ارشد 2013-09-24 3,067 2,573 0 2014-04-25 #33 ﺑﯽ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻗﻔﺴﯽ ﺩﻟﮕﯿﺮ ﺍﺳﺖ ﺷﻌﺮ ﻫﻢ ﺑﯽ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺑﻐﻀﯽ ﺍﺑﺪﯼ ﺯﻧﺠﯿﺮ ﺍﺳﺖ ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﻣﯽ ﻓﺸﺮﺩ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺭﺍﻩ ﻧﻔﺴﻢ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺯﻭﺩ ، ﺍﮔﺮ ﺯﻭﺩ ﺑﯿﺎﯾﯽ ﺩﯾﺮ ﺍﺳﺖ ﺭﻓﺘﻨﺖ ﻧﻘﻄﻪ ﯼ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺧﻮﺷﯽ ﻫﺎﯾﻢ ﺑﻮﺩ ﺩﻟﻢ ﺍﺯ ﻫﺮﭼﻪ ﻭ ﻫﺮ ﮐﺲ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﯽ ﺳﯿﺮ ﺍﺳﺖ ﺳﺎﯾﻪ ﺍﯼ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺯﻣﻦ ﺑﯽ ﺗﻮ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﯾﻨﻪ ﻫﻢ ﻃﺮﺡ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮﯾﺶ ﮔﻨﮓ ﺗﺮﯾﻦ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺍﺳﺖ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻏﺰﻟﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪﯼ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﺏ ﺗﺮﯾﻦ ﺗﻌﺒﯿﺮ ﺍﺳﺖ ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺑﻮﺩﯼ ﻭ ﺑﺎ ﭼﺸﻢ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯽ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻧﻔﺴﻢ ﺑﺎ ﻏﻢ ﺗﻮ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺍﺳﺖ ﺗﺎﺭﻫﺎﯼ ﻧﻔﺴﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺑﺎﻓﻢ که تو شاید برسی حیف که بی تاثیر است
ﺑﯽ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻗﻔﺴﯽ ﺩﻟﮕﯿﺮ ﺍﺳﺖ ﺷﻌﺮ ﻫﻢ ﺑﯽ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺑﻐﻀﯽ ﺍﺑﺪﯼ ﺯﻧﺠﯿﺮ ﺍﺳﺖ ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﻣﯽ ﻓﺸﺮﺩ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺭﺍﻩ ﻧﻔﺴﻢ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺯﻭﺩ ، ﺍﮔﺮ ﺯﻭﺩ ﺑﯿﺎﯾﯽ ﺩﯾﺮ ﺍﺳﺖ ﺭﻓﺘﻨﺖ ﻧﻘﻄﻪ ﯼ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺧﻮﺷﯽ ﻫﺎﯾﻢ ﺑﻮﺩ ﺩﻟﻢ ﺍﺯ ﻫﺮﭼﻪ ﻭ ﻫﺮ ﮐﺲ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﯽ ﺳﯿﺮ ﺍﺳﺖ ﺳﺎﯾﻪ ﺍﯼ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺯﻣﻦ ﺑﯽ ﺗﻮ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﯾﻨﻪ ﻫﻢ ﻃﺮﺡ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮﯾﺶ ﮔﻨﮓ ﺗﺮﯾﻦ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺍﺳﺖ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻏﺰﻟﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪﯼ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﺏ ﺗﺮﯾﻦ ﺗﻌﺒﯿﺮ ﺍﺳﺖ ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺑﻮﺩﯼ ﻭ ﺑﺎ ﭼﺸﻢ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯽ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻧﻔﺴﻢ ﺑﺎ ﻏﻢ ﺗﻮ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺍﺳﺖ ﺗﺎﺭﻫﺎﯼ ﻧﻔﺴﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺑﺎﻓﻢ که تو شاید برسی حیف که بی تاثیر است
zahra مدیر ارشد 2013-09-24 3,067 2,573 0 2014-04-25 #34 ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﮐﻪ ﻣﺎﻝ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﻭﯾﺎﯼ ﺑﯽ ﻣﺤﺎﻝ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺯ ﭼﺸﻤﻪ ﯼ ﺟﻮﺷﺎﻥ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﯾﮏ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺯﻻﻝ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﮐﻪ ﺍﺑﺮﯼ ﻭ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﺍﻡ ﮐﻨﯽ ﺷﺒﻬﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﻭ ﺧﯿﺎﻝ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺗﻦ ﻣﻦ ﻟﺮﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﻋﺸﻖ ﺗﺎ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﮐﻪ ﻣﺎﻝ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﮐﻪ ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ ﻭﻟﯽ ﻧﺸﺪ ﺗﺼﻮﯾﺮﯼ ﺍﺯ ﺟﻤﺎﻝ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﮕﺮﺩﻡ ﻭ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﺍﺕ ﺷﻮﻡ ﺗﺎ ﺑﺸﮑﻨﻢ ﻭ ﺑﺎﻝ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﮐﻪ ﻧﺰﺩﯾﮑﺘﺮ ﻭ ﻧﺰﺩﯾﮑﺘﺮ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺭﻭﯾﺎﯼ ﺑﯽ ﻣﺤﺎﻝ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﮐﻪ ﻣﺎﻝ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﻭﯾﺎﯼ ﺑﯽ ﻣﺤﺎﻝ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺯ ﭼﺸﻤﻪ ﯼ ﺟﻮﺷﺎﻥ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﯾﮏ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺯﻻﻝ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﮐﻪ ﺍﺑﺮﯼ ﻭ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﺍﻡ ﮐﻨﯽ ﺷﺒﻬﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﻭ ﺧﯿﺎﻝ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺗﻦ ﻣﻦ ﻟﺮﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﻋﺸﻖ ﺗﺎ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﮐﻪ ﻣﺎﻝ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﮐﻪ ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ ﻭﻟﯽ ﻧﺸﺪ ﺗﺼﻮﯾﺮﯼ ﺍﺯ ﺟﻤﺎﻝ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﮕﺮﺩﻡ ﻭ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﺍﺕ ﺷﻮﻡ ﺗﺎ ﺑﺸﮑﻨﻢ ﻭ ﺑﺎﻝ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﮐﻪ ﻧﺰﺩﯾﮑﺘﺮ ﻭ ﻧﺰﺩﯾﮑﺘﺮ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺭﻭﯾﺎﯼ ﺑﯽ ﻣﺤﺎﻝ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ
zahra مدیر ارشد 2013-09-24 3,067 2,573 0 2014-04-25 #35 با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج ای موی پریشان تو دریای خروشان بگذار مرا غرق کند این شب مواج یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم یک آه کشیدیم و رسیدیم به معراج ای کشتۀ سوزاندۀ بر باد سپرده جز عشق نیاموختی از قصه حلاج یک بار دگر کاش به ساحل برسانی صندوقچه ای را که رها گشته در امواج
با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج ای موی پریشان تو دریای خروشان بگذار مرا غرق کند این شب مواج یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم یک آه کشیدیم و رسیدیم به معراج ای کشتۀ سوزاندۀ بر باد سپرده جز عشق نیاموختی از قصه حلاج یک بار دگر کاش به ساحل برسانی صندوقچه ای را که رها گشته در امواج
zahra مدیر ارشد 2013-09-24 3,067 2,573 0 2014-04-25 #36 شناور سوی ساحل های ناپیدا دو موج رهگذر بودیم دو موج همسفر بودیم گریز ما نیاز ما نشیب ما فراز ما شتاب شاد ما با هم تلاش پک ما توام چه جنبش ها که ما را بود روی پرده دریا شبی در گردبادی تند روی قله خیزاب رها شد او ز آغوشم جدا ماندم ز دامانش گسست و ریخت مروارید بی پیوند مان بر آب از آن پس در پی همزاد ناپیدا بر این دریای بی خورشید که روزی شب چراغش بود و می تابید به هر ره می دوم نالان به هر سو می دوم تنها...
شناور سوی ساحل های ناپیدا دو موج رهگذر بودیم دو موج همسفر بودیم گریز ما نیاز ما نشیب ما فراز ما شتاب شاد ما با هم تلاش پک ما توام چه جنبش ها که ما را بود روی پرده دریا شبی در گردبادی تند روی قله خیزاب رها شد او ز آغوشم جدا ماندم ز دامانش گسست و ریخت مروارید بی پیوند مان بر آب از آن پس در پی همزاد ناپیدا بر این دریای بی خورشید که روزی شب چراغش بود و می تابید به هر ره می دوم نالان به هر سو می دوم تنها...
zahra مدیر ارشد 2013-09-24 3,067 2,573 0 2014-04-25 #37 گاهی آرامش قدم زدن و بودن با دوست ... . . . گاهی هم پریدن در فضای دوست و . . و گاهی هم زمین خوردن !! راستی چرا زمین خورد ؟!!
گاهی آرامش قدم زدن و بودن با دوست ... . . . گاهی هم پریدن در فضای دوست و . . و گاهی هم زمین خوردن !! راستی چرا زمین خورد ؟!!
zahra مدیر ارشد 2013-09-24 3,067 2,573 0 2014-04-25 #38 از پَسِ این همه برف که در دلم بارید بوی تو می آید گل کاشتی بهار !
zahra مدیر ارشد 2013-09-24 3,067 2,573 0 2014-04-25 #39 چه زیباست که تو تنها نیاز من باشی و چه عاشقانه است که تو تنها آرزویم باشی و چه رویایی است این لحظه های ناب عاشقی و من و همه زیبایی های عاشقانه و رویایی را فقط با تو حس میکنم . . .
چه زیباست که تو تنها نیاز من باشی و چه عاشقانه است که تو تنها آرزویم باشی و چه رویایی است این لحظه های ناب عاشقی و من و همه زیبایی های عاشقانه و رویایی را فقط با تو حس میکنم . . .
zahra مدیر ارشد 2013-09-24 3,067 2,573 0 2014-04-25 #40 من بلد نیستم دوستت نداشته باشم.... بلد نیستم حرف دلم را نگویم. حتی بلد نیستم بگویم نمیخواهمت وقتی میخواهمت. بلد نیستم نخندم وقتی با توام... یا حتی اخم کنم وقتی ناراحتم. "من" هیچ کاری بلد نیستم.... جز دوست داشتن "تو".
من بلد نیستم دوستت نداشته باشم.... بلد نیستم حرف دلم را نگویم. حتی بلد نیستم بگویم نمیخواهمت وقتی میخواهمت. بلد نیستم نخندم وقتی با توام... یا حتی اخم کنم وقتی ناراحتم. "من" هیچ کاری بلد نیستم.... جز دوست داشتن "تو".