خدایا چه ساخته ای دل ادمهایت یکی از یکی سنگتر دروغ هایشان یکی از یکی زیباتر نگاه هایشان یکی از یکی معنی دار تر و سنگین تر روحشان یکی از یکی هفت رنگتر و هر یک برای خود یکی از یکی خدا تر ...........
دلـــــــــــــــــــــــ ـــــــــم ... خواب میخواهد
... مثـــــــــــــــــــــــ ـــــــــل همان خواب بچه گی که روزی خوابم برد و امروز بیدار شدم
...
امــــــــــــــــــــــــ ــــــــا این بار آن خواب را نمیخواهم
... ایـــــــــــــــــــــــ ـــــــــن بار دلم میخواهم
... بــــــــــــــــــــــــ ــــــــازگردم به کودکی
... خدایـــــــــــــــــــــ ـــــــــــا مرا برگردانم به همان دنیای کوچکم
... بــــــــــــــــــــــــ ــــــــه همان رویای زیبا
... همـــــــــــــــــــــــ ـــــــــان روز ها که لحظه ای بی هم نبودیم
... آن روز ها درد نبـــــــــــــــــــــــ ـــــــــود
... غــــــــــــــــــــــــ ــــــــم نبود
... غــــــــــــــــــــــــ ــــــــصه نبود
... آن روز ها غم و غصه معنایی نداشـــــــــــــــــــــ ـــــــــــت
... آن روز ها یه آبنبات دوای دردمای بــــــــــــــــــــــــ ــــــــود
... کــــــــــــــــــــــــ ــــــــاش میشد بازگشت تا با یک آبنبات تمام تلخی های زندگی را شیرین میکردین
... کــــــــــــــــــــــــ ــــــــاش میشد
... کــــــــــــــــــــــــ ــــــــاش میشد مانند رویای کودکی با یه دانه قند آب دریا شیرین کنیم
... کــــــــــــــــــــــــ ــــــــاش میشد
مدتیــــست دلم شکســــته از همان جای قبلـی … !
کاش میشد آخر اسمــت نقطه گذاشت تا دیگر شــــروع نشوی … !
کاش میشـــــــد فریاد بزنم : “ پایــــــان ”
دلم خیـــــــلی گرفته .....
اینجا نمیتـــــوان به کسی نزدیـــــــک شـــــــد …
آدمهـــا از دور دوست داشتــــنی ترنــــد … !
پشت تنهایی من که رسیدی ،
گوشهایت را بگیر !
اینجا سکوت ،
گوش تو را کر میکند
اما !
چشمهایت را باز کن
تا بتوانی لحظه لحظه ی اعدام ثانیه ها را نظاره کنی
هجوم سایه های خیال،
سرابهای بی وقفه ی عشق،
تک بوسه های سرد
و فریادهای عقیم جوانی
منظره ای به تو میدهد
که میتوانی تنهایی مرابه خوبی ترسیم کنی …!
دوستت دارم !
گفتنش ساده است
شنیدنش هم
اما فهمیدنش
دشوارترین کارِ دنیاست این روزها
اما همین دشواری زیباست !
زیباست برایِ خاطرِ اطمینانِ دلت
که بفهمد
هر آواره ای عاشق نیست
هر رهگذری مجنون
و تو لیلیِ خاطره هایِ هرکس نخواهی بود !
دوستت دارم ساده ترین دشوارِ دنیاست
برایش باید از
من
گذشت
باید به
ما رسید
باید به
عشق
رسید
بدون چتر کنارم قدم نزن....
خیس دلتنگی هایم می شوی....
دنیای من ابری تر از آن است
که فکرش را می کنی....برای دل خودم می نویسم ...
برای دلتنگی هایم
برای دغدغه های خودم
برای شانه ای که تکیه گاهم نیست !
برای دلی که دلتنگم نیست ...
برای دستی که نوازشگر زخم هایم نیست ...
برای خودم می نویسم !
بمیرم برای خودم که اینقدر تنهاست !.!.!.!
هی......
ای داد بی داد . . .
زبانمـ ـپر از حرف است ولی نای بلند شدن را ندارد
دهانمـ ــپر از حرف است ولی باز نمی شود
مغرمـ ـپر از حرف است ولی میخوابد
گلویمـ ـپر از حرف است ولی ولی بغض کرده
دلمــ ـپر از حرف است ولی ...
ولیــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــ
ولی چه کنم که حرف نمیزند
دلم میخواهد بالا بیاورم
تا این حرف ها از دلم بیرون بریزد
ولی چه که ...