اين پژوهش را چندي پيش انجام دادهام و هنوز هم ادامه دارد و در اينجا نيز براي نخستين بار است كه عنوان ميكنم. اگر دوستان پژوهشگر بر شيوهء پژوهش و يا نتيجهگيري و يا هر چيزي كه در اين راه از آن بهره گرفته شده است نقدي دارند، خرسند خواهم شد كه دوستانه مطرح كنند و از آن نگذرند.
به همهء منابع تاریخی كه مینگریم، درمییابیم كه حضور یهودیان در میانرودان به دوران ساسانی برمیگردد. نخستین منبعی كه نامی از یهودیان برده است كتیبهای به خط و زبان پهلوی در دوران ساسانیان است كه به وجود یهودیان در نزدیكی مصر اشاره میكند. همانگونه كه میدانیم بجز تورات هیچ منبعی در جهان نیست كه نشان دهد در دوران آزادسازی بابل بدست كورش بزرگ، یهودیان نیز آنجا بودهاند!
اگر بنا را بر این بگذاریم كه در دوران هخامنشیان اقوامی كه در شبه جزیرهء عربستان كنونی و نیز شمال شرقی مصر و میانرودان زندگی میكردهاند از دید ایرانیان ناشناخته بودهاند، با نامهایی كه در كتیبههای هخامنشی آمده است، ناسازگاری پیدا میكند زیرا كه از این اقوام نام برده شده. از خود مصریان گرفته تا اعراب و ... همه و همه در كتیبهها آمده است اما حتی یكبار هم به نام یهود یا قوم یهود یا حتی خدای یهودیان اشاره نرفته است. نه تنها در كتیبههای میخی هخامنشی، كه حتی در كتیبهء كورش بزرك كه بابلیان در زمان ورود كورش بزرگ و آزادسازی آنان نوشتهاند، هیچ اشارهای به این نكته نرفته است!
درحالیكه ادعائی كه در تورات آمده، چنان بزرگ و گسترده است كه خواننده گمان میكند بجز یهودیان هیچ كس دیگری در بابل نبوده است یا آنكه جمعیت آنان چنان بوده است كه دیگر باشندگان بابل در برابر آنان اندك بودهاند. كه اگر چنین بود، میباید دست كم یك منبع از انبوه منابع كهن به این نكته اشاره میكرد. حتی در كتیبهء كورش بزرگ(كه بنام منشور حقوق بشر كورش خوانده میشود) با آنكه از مردم بومی بابل و نیز خدایشان سخن میرود، اما كوچكترین اشارهای به یهودیان نشده و اصلا خدای یهودیان ناشناخته است.
چرا هیچ منبعی تا زمان ساسانیان نشانی از یهودیان نمیدهد؟ چه شده كه تاریخ كهن این بخش از زمین امروزه به نام یهودیان در تورات وارد و مصادره شده است؟ آیا خاطرات نویسندگان تورات از اینكه یهودیان، مردم میانرودان بویژه كنعانیان را قتلعام كردهاند، راست است؟ آیا میتوان این نظریه را پذیرفت كه یهودیان آفریقائی پس از فرار از مصر و ورود به صحرای سینا و سپس سرزمینهای شمالیتر، با كشتار وحشتناكی كه در این سرزمینها كردهاند، تاریخ آنان را به نفع خود مصادره كردهاند؟
این گفتار ممكن است كمی تند و تلخ بنظر آید اما ما در نظر نداریم كه یهودیان مومن بویژه حضرت موسی را زیر پرسش بریم. اصلا سخن ما دینی نیست. زیرا كه این مومنان حسابشان جداست. ما میدانیم تورات تحریف شده است و جایگاه یهودیان مومن جایگاه بالائی است اما داریم از دیگر یهودیانی نام میبریم كه امروزه با دستاویز به خیالپردازیهای همین تورات تحریف شده كه هیچ مدركی در جهان اغلب گفتارهای تاریخی آنرا تایید نمیكند، برای خود پیشینهء تاریخی بنام اسرائیل در سرزمینهای ایرانی میسازند! بنابراین بحثمان تاریخی است نه دینی.
اكنون پرسش این است: اگر هیچ منبعی در جهان نامی از یهودیان در دوران هخامنشی نبرده است، پس چرا ایشان خود را به كورش بزرگ میچسبانند؟ دلیل انتشار نیافتن دیگر كتیبههای آن دوران چیست؟ چرا پروفسور هرتسفلد یهودی هنگامی كه در تخت جمشید با انبوه گلنبشتههای هخامنشی كه شمارشان دهها هزار است، برخورد كرد، چنان جيغي كشید كه همه جا خوردند و به یكباره درخواست كرد كه همهء آنها را از ایران خارج كند و به آمریكا و دانشگاه شیكاگو به امانت برد و قرار بود كه یكی دو سال بخوانند اما 70 سال است كه به ایران برنگردادهاند؟! و اكنون میخواهند همه را حراج كنند! مگر چه اطلاعاتی در این كتیبهها هست كه آنان نگران برگرداندن و خوانش آنها هستند؟ جز این است كه نمیخواهند بیش از این آبرویشان رود؟ جز این است كه آگاهیهای درون این كتیبهها دروغهای تورات را آشكارتر میكند؟
به همهء منابع تاریخی كه مینگریم، درمییابیم كه حضور یهودیان در میانرودان به دوران ساسانی برمیگردد. نخستین منبعی كه نامی از یهودیان برده است كتیبهای به خط و زبان پهلوی در دوران ساسانیان است كه به وجود یهودیان در نزدیكی مصر اشاره میكند. همانگونه كه میدانیم بجز تورات هیچ منبعی در جهان نیست كه نشان دهد در دوران آزادسازی بابل بدست كورش بزرگ، یهودیان نیز آنجا بودهاند!
اگر بنا را بر این بگذاریم كه در دوران هخامنشیان اقوامی كه در شبه جزیرهء عربستان كنونی و نیز شمال شرقی مصر و میانرودان زندگی میكردهاند از دید ایرانیان ناشناخته بودهاند، با نامهایی كه در كتیبههای هخامنشی آمده است، ناسازگاری پیدا میكند زیرا كه از این اقوام نام برده شده. از خود مصریان گرفته تا اعراب و ... همه و همه در كتیبهها آمده است اما حتی یكبار هم به نام یهود یا قوم یهود یا حتی خدای یهودیان اشاره نرفته است. نه تنها در كتیبههای میخی هخامنشی، كه حتی در كتیبهء كورش بزرك كه بابلیان در زمان ورود كورش بزرگ و آزادسازی آنان نوشتهاند، هیچ اشارهای به این نكته نرفته است!
درحالیكه ادعائی كه در تورات آمده، چنان بزرگ و گسترده است كه خواننده گمان میكند بجز یهودیان هیچ كس دیگری در بابل نبوده است یا آنكه جمعیت آنان چنان بوده است كه دیگر باشندگان بابل در برابر آنان اندك بودهاند. كه اگر چنین بود، میباید دست كم یك منبع از انبوه منابع كهن به این نكته اشاره میكرد. حتی در كتیبهء كورش بزرگ(كه بنام منشور حقوق بشر كورش خوانده میشود) با آنكه از مردم بومی بابل و نیز خدایشان سخن میرود، اما كوچكترین اشارهای به یهودیان نشده و اصلا خدای یهودیان ناشناخته است.
چرا هیچ منبعی تا زمان ساسانیان نشانی از یهودیان نمیدهد؟ چه شده كه تاریخ كهن این بخش از زمین امروزه به نام یهودیان در تورات وارد و مصادره شده است؟ آیا خاطرات نویسندگان تورات از اینكه یهودیان، مردم میانرودان بویژه كنعانیان را قتلعام كردهاند، راست است؟ آیا میتوان این نظریه را پذیرفت كه یهودیان آفریقائی پس از فرار از مصر و ورود به صحرای سینا و سپس سرزمینهای شمالیتر، با كشتار وحشتناكی كه در این سرزمینها كردهاند، تاریخ آنان را به نفع خود مصادره كردهاند؟
این گفتار ممكن است كمی تند و تلخ بنظر آید اما ما در نظر نداریم كه یهودیان مومن بویژه حضرت موسی را زیر پرسش بریم. اصلا سخن ما دینی نیست. زیرا كه این مومنان حسابشان جداست. ما میدانیم تورات تحریف شده است و جایگاه یهودیان مومن جایگاه بالائی است اما داریم از دیگر یهودیانی نام میبریم كه امروزه با دستاویز به خیالپردازیهای همین تورات تحریف شده كه هیچ مدركی در جهان اغلب گفتارهای تاریخی آنرا تایید نمیكند، برای خود پیشینهء تاریخی بنام اسرائیل در سرزمینهای ایرانی میسازند! بنابراین بحثمان تاریخی است نه دینی.
اكنون پرسش این است: اگر هیچ منبعی در جهان نامی از یهودیان در دوران هخامنشی نبرده است، پس چرا ایشان خود را به كورش بزرگ میچسبانند؟ دلیل انتشار نیافتن دیگر كتیبههای آن دوران چیست؟ چرا پروفسور هرتسفلد یهودی هنگامی كه در تخت جمشید با انبوه گلنبشتههای هخامنشی كه شمارشان دهها هزار است، برخورد كرد، چنان جيغي كشید كه همه جا خوردند و به یكباره درخواست كرد كه همهء آنها را از ایران خارج كند و به آمریكا و دانشگاه شیكاگو به امانت برد و قرار بود كه یكی دو سال بخوانند اما 70 سال است كه به ایران برنگردادهاند؟! و اكنون میخواهند همه را حراج كنند! مگر چه اطلاعاتی در این كتیبهها هست كه آنان نگران برگرداندن و خوانش آنها هستند؟ جز این است كه نمیخواهند بیش از این آبرویشان رود؟ جز این است كه آگاهیهای درون این كتیبهها دروغهای تورات را آشكارتر میكند؟