از نظر جغرافیایی
عیلام به کشوری اطلاق می شده که از شمال به کوه های بختیاری وازجنوب به خلیج فارس تا بوشهر واز مغرب به دجله و از مشرق به قسمتی از فارس محدود بوده و در واقع شامل چند ایالت مستقل بوده به نام های آوان , سوزیان , سیماش و انزان یا انشان اطلاق می شده است و شهرهای مهم ان به نام پارسوماش, شوش ,دوراونتاش که مرکز مذهبی وسیاسی بوده و اکنون به نام چغازنبیل معروف است, هیدالو وماداکتو.
از نظر سیاسی و تاریخی
تاریخ عیلام متاسفانه بسیار گنگ و نامعلوم است زیرا در طول زندگی تاریخی خود بارها مورد تهاجم و قتل و غارت همسایگانش قرار کرفته است و در طی این تهاجمات هر بار اسناد و مدارکش از میان رفته است و خود عیلامیها هم پایبند به نگاشتن وقایع تاریخی خود نبوده اند.
قرون تاریخی عیلام را به 3دوره تقسیم کردند:
دوره اول: این دوره از قدیمیترین ایام شروع و به سال 2225ق.م ختم می شود. در این دوره عیلامیها با طوایف سومر و اکد پیوسته در حال جنگ
و ستیزبودند و مدتی هم تحت تسلط سومریها قرار گرفتند و سرانجام مردم این خطه مجدداً استقلال خود را به دست اورده و پس از مدتی سومر را متصرف شدند.
دوره دوم: این دوره از سال 2225ق.م شروع و به سال 745 ق.م ختم میگردد,در این روزگار عیلامیها با مردم بابل و اهالی سومر و اکد مدتها در کشمکش بودند و سرانجام دولت سومر و اکد را شکست می دهند و ان سرزمین را تصرف کردند ولی چندی بعد گرفتار تجاوزات حمورابی پادشاه بابل شد و قسمتی از کشور خود را از دست داد.
دوره سوم: این دوره از سال 745ق.م اغاز و به سال 645ق.م ختم می گردد که سال حمله آشور بانیپال و تسخیر عیلام و منقرض شدن این دولت به دست اوست.
خط و زبان
زبان عیلامیها چنانکه مورخین و پژوهندگان نوشته اند اِنزانی بوده و هخامنشینیان هم خود را انزانی می خوانده اند و احتمال داردیک زبان ایرانی باشد, عیلامیها دارای خط بودند و خط عیلامی میخی به طور افقی نوشته می شده وان دارای علامتی بوده و این علامتها چنانکه می گویند بالغ بر سیصد نوع بوده است, عیلامیها خط را از سومریها اقتباس کردند اما خط انها خط مستقلی است و با ارقام بابلی تفاوتی داشته است.
مذهب و دین
خدای بزرگ عیلامیها شوشیناک نام داشت اما پرستش این خدا فقط به پادشاهان اختصاص داشت و مردم به گروهی از ارواح معتقد بودند و هر کدام
از ارواح را خدای جایی می پنداشتند و انان مانند بابلیها مجسمه خدایان را می ساختند و انها را در معابد و عمارات می گذاشتند و می پرستیدند , انان مهر را می شناختند و اغلب مهر پرست بودند.
در میان عیلامیها پادشاهان زیادی حکومت کردند ولی به علت نبودن اسناد و مدارک ما اطلاعی از همه انها نداریم و فقط نام چند تن انان
برخورده ایم: عیلام به کشوری اطلاق می شده که از شمال به کوه های بختیاری وازجنوب به خلیج فارس تا بوشهر واز مغرب به دجله و از مشرق به قسمتی از فارس محدود بوده و در واقع شامل چند ایالت مستقل بوده به نام های آوان , سوزیان , سیماش و انزان یا انشان اطلاق می شده است و شهرهای مهم ان به نام پارسوماش, شوش ,دوراونتاش که مرکز مذهبی وسیاسی بوده و اکنون به نام چغازنبیل معروف است, هیدالو وماداکتو.
از نظر سیاسی و تاریخی
تاریخ عیلام متاسفانه بسیار گنگ و نامعلوم است زیرا در طول زندگی تاریخی خود بارها مورد تهاجم و قتل و غارت همسایگانش قرار کرفته است و در طی این تهاجمات هر بار اسناد و مدارکش از میان رفته است و خود عیلامیها هم پایبند به نگاشتن وقایع تاریخی خود نبوده اند.
قرون تاریخی عیلام را به 3دوره تقسیم کردند:
دوره اول: این دوره از قدیمیترین ایام شروع و به سال 2225ق.م ختم می شود. در این دوره عیلامیها با طوایف سومر و اکد پیوسته در حال جنگ
و ستیزبودند و مدتی هم تحت تسلط سومریها قرار گرفتند و سرانجام مردم این خطه مجدداً استقلال خود را به دست اورده و پس از مدتی سومر را متصرف شدند.
دوره دوم: این دوره از سال 2225ق.م شروع و به سال 745 ق.م ختم میگردد,در این روزگار عیلامیها با مردم بابل و اهالی سومر و اکد مدتها در کشمکش بودند و سرانجام دولت سومر و اکد را شکست می دهند و ان سرزمین را تصرف کردند ولی چندی بعد گرفتار تجاوزات حمورابی پادشاه بابل شد و قسمتی از کشور خود را از دست داد.
دوره سوم: این دوره از سال 745ق.م اغاز و به سال 645ق.م ختم می گردد که سال حمله آشور بانیپال و تسخیر عیلام و منقرض شدن این دولت به دست اوست.
خط و زبان
زبان عیلامیها چنانکه مورخین و پژوهندگان نوشته اند اِنزانی بوده و هخامنشینیان هم خود را انزانی می خوانده اند و احتمال داردیک زبان ایرانی باشد, عیلامیها دارای خط بودند و خط عیلامی میخی به طور افقی نوشته می شده وان دارای علامتی بوده و این علامتها چنانکه می گویند بالغ بر سیصد نوع بوده است, عیلامیها خط را از سومریها اقتباس کردند اما خط انها خط مستقلی است و با ارقام بابلی تفاوتی داشته است.
مذهب و دین
خدای بزرگ عیلامیها شوشیناک نام داشت اما پرستش این خدا فقط به پادشاهان اختصاص داشت و مردم به گروهی از ارواح معتقد بودند و هر کدام
از ارواح را خدای جایی می پنداشتند و انان مانند بابلیها مجسمه خدایان را می ساختند و انها را در معابد و عمارات می گذاشتند و می پرستیدند , انان مهر را می شناختند و اغلب مهر پرست بودند.
در میان عیلامیها پادشاهان زیادی حکومت کردند ولی به علت نبودن اسناد و مدارک ما اطلاعی از همه انها نداریم و فقط نام چند تن انان
اونتاش گال 1265_1245 ق.م
شوتروک ناخونته اول 1207_1171 ق.م
شیلهک این شوشیناک 1165_1151 ق.م
شوتروک ناخونته دوم 717_699 ق.م
هالوشو 699_693 ق.م
کودور ناخونته 693_692 ق.م