اين بار مي خواهم به يکي از افتخارات ايران زمين يعني تيسپون اشاره کنم .البته مطالب عنوان شده کمي اشکال دارد که بنده نخواستم تغييري بدهم و کاملا بدون تخلص برايتان مي آورم .بلکه استفاده کنيد :
نوشته: يونا ليندرينگ تلخيص و ترجمه: ميترا اسدنيا طبرستاني «تيسفون» (يا «تيسپون» در زبان پارتي) شهري باستاني است در كناره دجله كه شاهان پارتي آن را بنياد نهاده اند و از همان ايام، نخست پايتخت امپراتوري اشكاني و سپس امپراتوري ساساني گرديد.
اما اين شهر در اصل، در كنار شهر قديمي تري به نام اپيس در فاصله اي نه چندان دور از محل تلاقي دو رود دجله و فرات بنا شده بود.
اين شهر باستاني همچنين در مسير «جاده شاهي» قرار داشت كه «شوش» پايتخت «عيلام» را با نواحي مركزي آشور و سپس با «سارد» پايتخت «ليدي» متصل مي ساخت.
در اواخر قرن چهارم (پيش از ميلاد)، «سلوكوس» جانشين اسكندر كبير، و بنيان گذار امپراتوري سلوكيان، شهر سلوكيه را در سوي ديگر اپيس بنيان نهاد و از آن پس بود كه اپيس، صرفا به صورت حومه اين شهر درآمد.
بنا به گفته «توسيديد» مورخ رومي در قرن نخست ميلادي، ساكنان يوناني و مردم بومي شهر «سلوكيه» هنوز از يكديگر متمايز و هر يك داراي مراكز شهري مجزاي خود بودند و پارتيان نيز كه در قرن دوم پيش از ميلاد، بر ايران غلبه يافتند، نفوذ فرهنگي چنداني بر اين شهر نداشتند.
اما از آن جا كه پارتيان به يك تختگاه در نواحي غربي قلمرو خود نياز داشتند، پايتخت دولتي خود را از سلوكيه به كرانه شرقي منتقل كردند و اپيس كهن را تيسفون يا تيسپون ناميدند؛ شهري كه از سال 129 پيش از ميلاد، به عنوان تختگاه زمستاني شاهان اشكاني مورد استفاده قرار گرفت.
با شورش مردم سلوكيه بر «اردوان» پادشاه اشكاني، اهميت اين شهر فزوني گرفت. هر چند شورش مردم تا سال 43 ميلادي پايان يافته بود.
اين كه «آميانوس مارسلينوس» مورخ رومي، «اردوان» را بنيان گذار شهر تيسفون ناميده حاكي از آن است كه احتمالا «اردوان» دست به اقداماتي زده بود كه سبب رشد و افزايش اهميت و موقعيت اين شهر شده است.
در قرن دوم ميلادي، اين شهر به شدت آماج تجاوزات روميان قرار داشت زيرا روميان بر آن بودند كه تصرف پايتخت پارتيان، به طور اجتناب ناپذيري به سقوط كل امپراتوري شرق خواهد انجاميد.
به هر روي در يك دوره بلند زماني، تصرف شهر توسط سپتيموس سوروس، عواقب ويرانگري براي امپراتوري پارتيان در بر داشت. از آن كه روميان چندان طلا و نقره با خود به تاراج بردند كه با مقياس هاي امروزي مي توان چنين برداشت كرد كه اين غنايم به راحتي قادر بود تا به مدت سه يا چهار دهه، بحران اقتصادي در اروپا را به تعويق اندازد.
بر همين اساس پايان كار پارتيان را نيز مي توان در نظر آورد و ناگفته پيداست كه با اين حملات امپراتوري اشكاني به شدت ناتوان گرديد تا سال 224 ميلادي كه سرانجام با شورش يكي از نجباي زميندار ايراني روياروي شد و دو سال پيش از آن، تصرف تيسفون به دست اين بزرگزاده ايراني به معني پايان پادشاهي پارتيان و آغاز دوران دومين امپراتوري بزرگ ايرانيان بود؛ امپراتوري بزرگي كه شاهان ساساني فرمانروايي آن را در دست گرفتند.
در دوره ساسانيان هر چند تيسفون پايتخت امپراتوري ايران محسوب مي شد، اما سلوكيه نيز چندان فراموش نشد، بلكه با نام «وه اردشير» (به معني شهر خوب اردشير) تغيير نام يافت. شهري كه همچنان به عنوان يك هدف نظامي مهم پا برجا مي ماند.
در سال 238 ميلادي گوردين سوم امپراتور رومي، به منظور پيگيري از قدرت روزافزون شاهان ساساني كمر به تسخير تيسفون بست. اما پيش از نيل به اين هدف سترگ، به قتل رسيد.
اما ادنائتوس از مردم بالمير در سال 262 ميلادي در نيل به اين هدف توفيق بيشتري داشت و نيز امپراتور كاريوس كه سرانجام در سال 283 ميلادي اين شهر را براي مدتي به تصرف خود در آورد، اما هنگامي كه «ژولين» در پي تصرف اين شهر برآمد، در ميدان نبرد دچار شكست شد و به قتل رسيد. (363 ميلادي)
در قرن پنجم ميلادي، تيسفون به عنوان مركز مسيحيان نسطوري، اهميت بيشتري يافت، و اين به سبب وجود كليساي مسيحيان فرقه نسطوري بود كه پيشتر با پذيرش اعتقاد به جدايي ميان دو طبيعت مادي و الوهي عيسي مسيح، از كليساهاي سال 540، خسرو اول پادشاه ساساني، «آنتيوخ» پايتخت روميان سوريه را به تصرف در آورد و ساكنان آن را در شهر جديدي نزديك تيسفون و وه اردشير، كوچ داده و مستقر ساخت. اين شهر بعدها «آنتيوخ خسرو» نام گرفت. چنان حدس زده اند كه در اين منطقه چهار ناحيه مسكوني ديگر نيز وجود داشته است و از همين رو بوده كه اعراب نيز سال ها بعد كه به ايران آمدند، اين مكان را «المدائن»4 به معني مدينه ها يا شهرها ناميدند.
در سال 637 ميلادي، مسلمانان تيسفون و شهرهاي ديگر مدائن را تصرف و به تاراج گرفتند و اين آغازي بر فتوحات ايشان در ناحيه بين النهرين بود تا سرانجام در سال 762 ميلادي كه آنان خود شهر جديدي را در 35 كيلومتري بالاي رود دجله بنا كردند. شهري كه به عنوان مركز حكومتي ايشان، بغداد نام گرفت
نوشته: يونا ليندرينگ تلخيص و ترجمه: ميترا اسدنيا طبرستاني «تيسفون» (يا «تيسپون» در زبان پارتي) شهري باستاني است در كناره دجله كه شاهان پارتي آن را بنياد نهاده اند و از همان ايام، نخست پايتخت امپراتوري اشكاني و سپس امپراتوري ساساني گرديد.
اما اين شهر در اصل، در كنار شهر قديمي تري به نام اپيس در فاصله اي نه چندان دور از محل تلاقي دو رود دجله و فرات بنا شده بود.
اين شهر باستاني همچنين در مسير «جاده شاهي» قرار داشت كه «شوش» پايتخت «عيلام» را با نواحي مركزي آشور و سپس با «سارد» پايتخت «ليدي» متصل مي ساخت.
در اواخر قرن چهارم (پيش از ميلاد)، «سلوكوس» جانشين اسكندر كبير، و بنيان گذار امپراتوري سلوكيان، شهر سلوكيه را در سوي ديگر اپيس بنيان نهاد و از آن پس بود كه اپيس، صرفا به صورت حومه اين شهر درآمد.
بنا به گفته «توسيديد» مورخ رومي در قرن نخست ميلادي، ساكنان يوناني و مردم بومي شهر «سلوكيه» هنوز از يكديگر متمايز و هر يك داراي مراكز شهري مجزاي خود بودند و پارتيان نيز كه در قرن دوم پيش از ميلاد، بر ايران غلبه يافتند، نفوذ فرهنگي چنداني بر اين شهر نداشتند.
اما از آن جا كه پارتيان به يك تختگاه در نواحي غربي قلمرو خود نياز داشتند، پايتخت دولتي خود را از سلوكيه به كرانه شرقي منتقل كردند و اپيس كهن را تيسفون يا تيسپون ناميدند؛ شهري كه از سال 129 پيش از ميلاد، به عنوان تختگاه زمستاني شاهان اشكاني مورد استفاده قرار گرفت.
با شورش مردم سلوكيه بر «اردوان» پادشاه اشكاني، اهميت اين شهر فزوني گرفت. هر چند شورش مردم تا سال 43 ميلادي پايان يافته بود.
اين كه «آميانوس مارسلينوس» مورخ رومي، «اردوان» را بنيان گذار شهر تيسفون ناميده حاكي از آن است كه احتمالا «اردوان» دست به اقداماتي زده بود كه سبب رشد و افزايش اهميت و موقعيت اين شهر شده است.
در قرن دوم ميلادي، اين شهر به شدت آماج تجاوزات روميان قرار داشت زيرا روميان بر آن بودند كه تصرف پايتخت پارتيان، به طور اجتناب ناپذيري به سقوط كل امپراتوري شرق خواهد انجاميد.
به هر روي در يك دوره بلند زماني، تصرف شهر توسط سپتيموس سوروس، عواقب ويرانگري براي امپراتوري پارتيان در بر داشت. از آن كه روميان چندان طلا و نقره با خود به تاراج بردند كه با مقياس هاي امروزي مي توان چنين برداشت كرد كه اين غنايم به راحتي قادر بود تا به مدت سه يا چهار دهه، بحران اقتصادي در اروپا را به تعويق اندازد.
بر همين اساس پايان كار پارتيان را نيز مي توان در نظر آورد و ناگفته پيداست كه با اين حملات امپراتوري اشكاني به شدت ناتوان گرديد تا سال 224 ميلادي كه سرانجام با شورش يكي از نجباي زميندار ايراني روياروي شد و دو سال پيش از آن، تصرف تيسفون به دست اين بزرگزاده ايراني به معني پايان پادشاهي پارتيان و آغاز دوران دومين امپراتوري بزرگ ايرانيان بود؛ امپراتوري بزرگي كه شاهان ساساني فرمانروايي آن را در دست گرفتند.
در دوره ساسانيان هر چند تيسفون پايتخت امپراتوري ايران محسوب مي شد، اما سلوكيه نيز چندان فراموش نشد، بلكه با نام «وه اردشير» (به معني شهر خوب اردشير) تغيير نام يافت. شهري كه همچنان به عنوان يك هدف نظامي مهم پا برجا مي ماند.
در سال 238 ميلادي گوردين سوم امپراتور رومي، به منظور پيگيري از قدرت روزافزون شاهان ساساني كمر به تسخير تيسفون بست. اما پيش از نيل به اين هدف سترگ، به قتل رسيد.
اما ادنائتوس از مردم بالمير در سال 262 ميلادي در نيل به اين هدف توفيق بيشتري داشت و نيز امپراتور كاريوس كه سرانجام در سال 283 ميلادي اين شهر را براي مدتي به تصرف خود در آورد، اما هنگامي كه «ژولين» در پي تصرف اين شهر برآمد، در ميدان نبرد دچار شكست شد و به قتل رسيد. (363 ميلادي)
در قرن پنجم ميلادي، تيسفون به عنوان مركز مسيحيان نسطوري، اهميت بيشتري يافت، و اين به سبب وجود كليساي مسيحيان فرقه نسطوري بود كه پيشتر با پذيرش اعتقاد به جدايي ميان دو طبيعت مادي و الوهي عيسي مسيح، از كليساهاي سال 540، خسرو اول پادشاه ساساني، «آنتيوخ» پايتخت روميان سوريه را به تصرف در آورد و ساكنان آن را در شهر جديدي نزديك تيسفون و وه اردشير، كوچ داده و مستقر ساخت. اين شهر بعدها «آنتيوخ خسرو» نام گرفت. چنان حدس زده اند كه در اين منطقه چهار ناحيه مسكوني ديگر نيز وجود داشته است و از همين رو بوده كه اعراب نيز سال ها بعد كه به ايران آمدند، اين مكان را «المدائن»4 به معني مدينه ها يا شهرها ناميدند.
در سال 637 ميلادي، مسلمانان تيسفون و شهرهاي ديگر مدائن را تصرف و به تاراج گرفتند و اين آغازي بر فتوحات ايشان در ناحيه بين النهرين بود تا سرانجام در سال 762 ميلادي كه آنان خود شهر جديدي را در 35 كيلومتري بالاي رود دجله بنا كردند. شهري كه به عنوان مركز حكومتي ايشان، بغداد نام گرفت