مى فرمايد: «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري» (طه/14) نماز بخوان براى اينكه ياد من باشى. و ياد خدا هم مايۀ آرامش است؛ «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد/28).و آرامش باعث رسيدن به رضايت الهی است که می فرمايد: «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً» (فجر/28-27) ، تو اى روح آراميافته! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى كه هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است.تنها مشكلى كه دنياى علم وصنعت امروز آن را حل نكرده، مشكل آرامش روحى است. هر روز آمار بيمارىهاى روانى، و مصرف قرص اعصاب زياد مىشود. هيچ چيز به انسان آرامش نمىدهد جز ياد خدا و ايمان و انس و عشق و توكّل به او.آرى نماز ياد خداست و فقط با ياد خدا دلها آرامش مىيابد.افرادى را مىشناسيم كه داراى قدرت، مال و علم هستند، امّا آرامش لازم را ندارند. در مقابل، افرادى تهيدست هستند كه به خاطر ايمان به سرچشمه هستى داراى قلبى آرامند، ديد و بينش و اعتقاد خاصّى دارند كه حوادث تلخ و شيرين را مىپذيرند و براى آنها تحليل منطقى دارند.آرى با ياد خداوند دلها آرام مىگيرد و بهترين ياد خدا همان نماز است، كمبود امروز بشر علم و تخصصّ نيست، بلكه دل آرام است. نه فرعونها و ابرقدرتها دل آرام دارند، نه قارونها، و نه ابولهبها، و نه منافقان چند چهره.تنها رهبرى را كه ما در زمان خودمان داراى دلآرام ديديم، حضرت امام خمينى قدس سره بود كه روز 12 بهمن 57 وقتى در هواپيما نشست تا به ايران بيايد، خبرنگار از او پرسيد چه احساسى داريد؟ فرمود: هيچ.با اينكه هنوز نظام شاهنشاهى سرِ پا بود و احتمال سرنگونى هواپيما داده مىشد.در وصيّت نامه خود نيز نوشت من با قلبى آرام به سوى خدا مىروم. اين دل آرام از زور و پول و مقام نيست، از پيوند با خداست كه بهترين نوع آن نماز است.- پيامبر (ص) و رهايی از فشارها؛هر زمان بر پيامبر (ص) فشار ميآمد مي فرمود: «أَرِحْنَا يَا بِلَال»، ای بلال! راحتم کن. (بحارالانوار/ج79/ص193) . کنايه از اينکه اذان بگو تا مشغول نماز شويم. ولی بعضی از ما نماز که ميخوانيم ميگوئيم: راحت شديم. ما از نماز راحت می شويم و پيامبر (ص) با نماز، از مشکلات راحت ميشد. يعني: وقتي می گوئيم: «الله اکبر»، او بزرگ است، بزرگتر از همه غصهها و دنيا و پولها و پستها و مقامها و نوشتنيها و گفتنيها و فکر کردنيها است. عايشه ميگويد: پيامبر (ص) با ما حرف ميزد، ولی زمانی که صداي اذان را ميشنيد، انگار که من زنش نبوده، 180 درجه عوض شده و به نماز متوجه می شد. و به قدري به نماز ايستاد که پاهايش ورم کرده، آيه نازل شد؛ «مَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى»، (طه/2) من قرآن را نفرستادم که تو اينطور عبادت کرده و خود را به زحمت بياندازی. 2- نماز و نظم
پيامبر (ص) اهتمام داشت که صفها در نماز، بايد منظم باشد. اذان و نماز در پنج وقت، نشانۀ نظم در امور است.
3- نماز و نظافت و بهداشت و لباس
قرآن می فرمايد: «يا ايّها الّذين آمنوا اذا قُمتم الى الصلوة فاغسلوا وجوهكم و ايديكم الى المَرافق وامسحوا برؤسكم و ارجلكم الى الكعبين ...ما يريد اللّه ليجعل عليكم من حَرج ولكن يريد ليُطهّركم و ليتمّ نعمته عليكم لعلّكم تشكرون» «مائده، 6»اى كسانى كه ايمان آوردهايد! هنگامى كه به نماز مىايستيد، صورت و دستها را تا آرنج بشوييد! و سر و پاها را تا مفصل [برآمدگى پشت پا] مسح كنيد! و اگر جنب باشيد، خود را بشوييد (و غسل كنيد)! و اگر بيمار يا مسافر باشيد، يا يكى از شما از محل پستى آمده [قضاى حاجت كرده]، يا با آنان تماس گرفته (و آميزش جنسى كردهايد)، و آب (براى غسل يا وضو) نيابيد، با خاك پاكى تيمم كنيد! و از آن، بر صورت [پيشانى] و دستها بكشيد! خداوند نمىخواهد مشكلى براى شما ايجاد كند بلكه مىخواهد شما را پاك سازد و نعمتش را بر شما تمام نمايد شايد شكر او را بجا آوريد!قرآن براى وضو وغسل وتيممّ آثارى را بيان كرده است؛الف):- «ليطهّركم» تا شما را پاك كند.ب): - «ليتمّ نعمته عليكم» تا خداوند نعمتش را بر شما تمام كند.ج): - لعلّكم تشكرون تا شما شكرگزار شويد.د): - «واللَّه يحب المطهّرين» «توبه 108» خداوند پاكان را دوست دارد.اگر پاكى ظاهرى اين همه آثار دارد، پاكى دل از نفاق، ريا، شرك، شك، بخل، حرص وساير آفات چه آثارى خواهد داشت.پاكى معنوى به قدرى ارزش دارد كه خداوند از كسانى كه دوست دارند پاك باشند ستايش كرده و مىفرمايد در مسجدى نماز بخوانيد كه در آن مردانى هستند كه دوست دارند پاك باشند.«فيه رجال يحبّون ان يتطهروا» «توبه 108».حضرت (ص) عطر مصرف نموده و بهترين لباس را ميپوشيد، پولِ عطر پيامبر (ص) بيش از هزينه های ديگرش بود. حضرت (ص) نماز را اين چنين تشبيه فرمود: که انسان، روزي پنج مرتبه خود را در چشمه ای با آب بشويد، يعنی: آلودگي نميماند، روزي پنج بار نماز خواندن هم، عيبها را برطرف ميکند. قرآن هم مىفرمايد: «إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ» (هود/114)، خوبی ها بدی ها را از بين می برد.اوّلين واجب هر مسلمان به هنگام صبح و برخاستن از خواب، وضو گرفتن و شستن دست و صورت است و اين عمل كه در طول روز براى هر نماز تكرار مىشود، مايه نظافت و شادابى نمازگزار مىگردد.نمازگزار بايد لباس و بدنش پاك باشد، اگر ذرّهاى آلودگى و نجاست به بدن يا لباس او باشد، نمازش باطل است. (غير از بعضى موارد استثنايى)نمازگزارى كه مىداند هر ركعت نماز با مسواك، برابر با هفتاد ركعت است مسواك را ترك نمىكند.نمازگزارى كه مىداند با حال جنابت نمازش باطل است، به فكر غسل مىافتد و غسل او را به فكر ساختن حمّام مىاندازد و وجود حمام رابطه او را با شستشو زياد مىكند.قرآن مىفرمايد: «المال والبنون زينة الحياة الدنيا» « كهف، 46»، مال وفرزند زينت دنياست. در جاى ديگر مىفرمايد: «خذوا زينتكم عندكلّ مسجد» « اعراف، 31»، هرگاه به مسجد مىرويد با خودتان زينت هم ببريد.از جمع اين دو آيه مىفهميم كه هم فرزندان خود را با مسجد آشنا كنيم و هم مقدارى پول همراه خود ببريم تا اگر فقيرى تقاضا كرد، كمكش كنيم. البتّه پوشيدن لباس تميز، استعمال بوى خوش و داشتن وقار و آرامش و انتخاب امام جماعت لايق نيز مىتوانند مصداق زينت باشندامام سجاد (ع) لباس شيكي پوشيده بود، يکی گفت: عروسی ميروي؟، فرمود: من به ملاقات و سخن گفتن با کسی که مي روم که همۀ عروسها را خلق كرده است.چرا بيشتر بچهها به مادرشان ميگويند: برويم عروسي، ؟، براي اينکه هر وقت مادر، به عروسي ميرود، با نظافت و زينت خاصی است، لذا سفارش داريم به مسجد، شيک و با بهترين لباس برويد، و بهترين عطر را بزنيد و زن هم از بهترين لباس و طلاهايش استفاده کند، چون زيبايي جاذبه دارد.در روايات اسلامى مىخوانيم كه امامان ما براى نماز لباس مخصوص داشتند، لباس شرفيابى به حضور خداوند، بخصوص نماز عيد و جمعه را با لباس مخصوص برگزار مىكردند. در نماز باران سفارش شده كه امام جماعت لباس خود را وارونه بپوشد تا نشانه تذلّل وخشوع بيشترى باشد.اين دستورها نشان مىدهد كه نماز يك سرى آداب و تشريفات مخصوص به خود دارد. نماز يك پرواز معنوى است كه بدون آمادگىهاى همه جانبه امكان ندارد، تمام آداب وشرايط و احكام نماز را مىتوان نشانه اهميّت آن دانست وآن را به يك آداب رسمى همراه با تشريفات ويژه تشبيه كرد.امام رضا عليه السلام لباسى را كه در آن يك ميليون ركعت نماز خوانده بودند به «دعبل» شاعر انقلابى كه بيست سال فرارى دستگاه بنىعباس بود ودر سن حدود 90 سالگى بعد از نماز صبح شهيد شد، جايزه دادند ومردم شهرستان قم براى خريدا آن لباس پولها دادند، ولى دعبل آن را نفروخت.
4- تأثير و قدرت نماز در زندگي فردي و اجتماعي
قرآن می فرمايد: «ربّنا ليقيموا الصلوة فاجعل افئدة من الناس تهوى اليهم» « ابراهيم، 37»، حضرت ابراهيم مىگويد: پروردگارا! ذريّهام را در اين منطقه كوهستانى و بىآب و گياه سكونت دادهام براى نماز، پس قلوب مردم را به سوى آنها سوق بده.آرى كسانى كه براى اقامه نماز به هر سوى و ديارى هجرت كرده و از هر گونه سختى استقبال مىكنند، خداوند شكور از زحمات آنان تشكّر مىكند ودلهاى مردم را بهسوى آنها گرايش مىدهد. امّا كسانى كه براى اقامه نماز حركتى نمىكنند حتّى اگر از نسل ابراهيم باشند، سزاوار جلب قلوب مردم نيستند.آدمي که خدا دارد، همه چيز دارد. پيامبر (ص) خدا داشت و هيچ نداشت، کفار مکه هم، همه چيز داشتند. به هنگام هجرت به مدينه در بين راه و در غار، هيچ نداشت ولي خدا داشت، مشرکين مجهز و مسلح بودند، ولي خدا پيامبرش را با تار عنکبوت حفظ فرمود. يوسف (ع)، را در چاه انداختند، هيچ نداشت، ولي خدا را داشت. شاه، طاغوت ايران، آمريکا، اروپا، اسلحه، قواي مسلح، پول، نفت و دلار داشت ولی خدا را نداشت، امام خميني (ره) خدا داشت و به ظاهر، هيچ نداشت. در انقلاب اسلامی، سالها، آمريکا عليه ايران توطئه کرد، کاري بود که نکند؟، از زدن هواپيماها، کشتي ها، بمباران شيميايي و...، حال خودش يا با واسطه، يا با تشويق ديگران، آيا الآن، در دنيا، ايران عزيزتر است يا رئيس جمهور آمريکا؟، رئيس جمهور ما در هر کشوري ميرود چه عزتي دارد، رئيس جمهور آمريکا هر کجا ميرود موج مخالفت با او راه ميافتد.* خاطرهگويند: يکي عاشق دختر شاه شده، چون فقير بود، به آرزوی خود نمی رسيد، ديگری که فردی مؤمن و دلباختۀ به خداوند بود به او پيشنهاد کرد که اگر می خواهی به آرزوی خود برسی، برو در فلان غار و مشغول نماز شو، شاه، گاهي براي تفريح به صحرا می آيد، به او ميگويم: جواني در اين غار عبادت ميکند، به عنوان ملاقات با تو او را ميآورم تو خواسته ات را به او بگو، او هم، چون عاشق بود، رفت به داخل غار و مشغول عبادت شد، مدتها گذشت روزی شاه برای گردش به صحرا آمد، همراه او به بهانۀ ديدن آن جوان، شاه را به درب غار آورد، ولی جوان به او اعتنايی نکرده و نمازش را ادامه می داد، شاه هم از اين ماجرا ناراحت شده و رفت، بعد کارگردان اين ماجرا که شاه را همراهی می کرد آمد و علت اين برخورد را سؤال کرد، جوان گفت: من نماز ميخواندم به عشق اينکه شاه بيايد، بلکه دخترش را به من بدهد، اما وقتي ديدم نماز قلابي است که می تواند، شاه را به درب غار بکشد، پس چرا نماز حقيقي و واقعی را نخوانم؟، از آن وقت تصميم گرفتم که حقيقتاً بروم سراغ خدايی که خالق همۀ زيبايی ها است. يعني: ما با نماز پلاستيکي و ايمان ضعيفي که به سمت خدا رفتيم، اين رقم عزيز شديم، حالا اگر واقعاً به سمت خدا برويم چه می شود؟. بله! مادرها، پدرها، توجه داشته باشند که تمام مفاسد وقتي به سراغ انسان می آيد که از خدا جدا شود.
5- نماز، کارخانه انسان سازي نماز، کارخانۀ انسان سازي است. مثال؛ بچهاي که شيرِ مادر ميخورد، به همۀ ويتامينها نياز دارد که خدا مهربان مهۀ آنها را در شير مادر جاسازي فرموده است، مثلاً: اگر بدن قند، چربي، آب، کلسيم، فسفر و...می خواهد، شير مادر، غذاي کامل است. به همين شکل خداوند آنچه در زندگی نياز دارد و برای انسان ارزش است، به نوعی با نماز مربوط فرموده است.
6 – نماز و تشکر از نعمت ها خداوند به پيامبر (ص) مىفرمايد: «إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ» (كوثر/2-1)، من به تو خير كثير (فاطمۀ زهرا را) دادهام پس به شکرانۀ آن اقامۀ نماز كن. مثلاً می فرمايد: «فَلْيَعْبُدُوا...»، عبادت کنيد. چرا؟، چون؛ «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ»، (قريش/4)همان كس كه آنها را از گرسنگى نجات داد و از ترس و ناامنى ايمن ساخت.خداوند نان و روزی می دهد. يکي از معاونان رئيس جمهور ميگفت: حساب کرده ام که يک لقمه ناني که ما ميخوريم، 269 گروه،واسطه بوده و کار ميکنند، ولی ما دو گروه آنها( کشاورز و نانوا) را بيشتر نمی بينيم.در آيۀ ديگر می فرمايد: «وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ»، عبادت کنيد پروردگارتان را، چرا؟؛ «الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ»، (بقره/21)، آنکه شما را آفريد. پس نماز تشکر از خداوند است.قرآن مي فرمايد: ابر و باد و مه و خورشيد، هستي، براي بشر است. «خَلَقَ لَكُمْ» (بقره/29) «سَخَّرَ لَكُمْ»، «مَتَاعًا لَكُمْ»، و بشر براي عبادت است.
7- نماز و رشد و انس و قرب در بارۀ نماز رشد مي فرمايد: «إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنْ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ»، (عنكبوت/45)، كه نماز (انسان را) از زشتيها و گناه بازمىدارد.يعني: نماز دست ما را ميگيرد و به بالا، از ماديات به معنويات، از محدود به بينهايت. از مخلوق به سمت خالق برده و رشد ميدهد. و در بارۀ نمازِ انس می فرمايد: «أَقِمْ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي »، (طه/14)، نماز را برای ياد من (و گفتگوی با من،) بپا دار. و در بارۀ نمازِ قرب، خدا به پيامبر (ص) مي فرمايد: راهش سجده است. آيۀ آخر سورۀ علق که سجدۀ واجبه هم دارد. پس هرچه سجده بيشتر باشد، قرب به خدا هم بيشتر می شود.* لطيفهگويند: يکي سرِ ديوارِ خشتی و گِلی نشسته بود، تشنهاش شد، شروع کرد، با ناخن هايش به خراشيدن ديوار، کم کم پايين می آمد و ميگفت: ميتراشم تا به آب برسم. لذا ما هم هرچه به خدا بيشتر تواضع داشته، بيشتر به معنويات خواهيم رسيد. مثال اين چند نوع نمازی که گفتيم، مثالِ فردی است که وقتی کودک و کوچک است، برای احترام به پدر، مي گوئيم: بابا خوب است، چون براي تو دوچرخه و پفک نمکي و بستني خريده، تو را پارک برده و کيف و کفش خريده است، اين درس کلاس اول است که بگوئيم: خدا نان و آب داده است؛ «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» (قريش/4). اما به جوان ميگوييم: اگر سايه بابا و مادر بالاي سرت نباشد، افراد بد به شما نگاه ناروا می کنند، اين براي شما مايۀ عزت است. می گوئيم: «إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنْ...»، نماز، تو را از فحشاء و منکر بازمي دارد. يعني: همين که لباس سفيد بپوشيم، خود، ديگر روي زمين آلوده نمينشينيم. در بارۀ قرب، خداوند به پيامبر (ص) مي فرمايد: «قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى» (نجم/9)، (تو را می برم به) تا آنكه فاصله او (با پيامبر) به اندازه فاصله دو كمان يا كمتر بود.
8- نماز و هم رنگي با هستي
نماز همرنگ شدن انسان با هستي است. قرآن مي فرمايد: «كُلٌّ لَهُ قَانِتُونَ»، (بقره/116)، همه هستي در حال قنوت و تواضع هستند. و «سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ»، (حديد/1)، «يُسَبِّحُ لِلَّهِ......» (جمعه/1)، «سَبَّحَ» ماضي و «يسَبِّحُ» مضارع است، يعني: در گذشته و در آينده تمام موجودات هستي تسبيح ميگويند. مولوی هم از زبان مخلوقات الهی می گويد:
ما سميعيم و بصيريم و هشيم با شما نامحرمان ما خامُشيم
9- نماز و آگاهی های تازه در بارۀ آثار و فوائد حضور در مسجد و نماز جماعت روايت داريم که می فرمايد:«مَنْ أَدَامَ الِاخْتِلَافَ إِلَى الْمَسْجِدِ أَصَابَ إِحْدَى ثَمَانٍ آيَةً مُحْكَمَةً وَ أَخاً مُسْتَفَاداً وَ عِلْماً مُسْتَطْرَفاً وَ رَحْمَةً مُنْتَظَرَةً وَ كَلِمَةً تَدُلُّهُ عَلَى الْهُدَى أَوْ تَرُدُّهُ عَنْ رَدًى وَ تَرْكَ الذُّنُوبِ حَيَاءً أَوْ خَشْيَة» (بحارالانوار/ج75/ص108).«وَ عِلْماً مُسْتَطْرَفاً»، يعني: علم و آگاهی جديد و تازه. پس امام جماعت با مطالعه بايد هميشه برای مردم مطلب جديد و تازه داشته و از حرفهای تکراری پرهيز کند.
10- نماز و صلاح و رستگاری قرآن مىفرمايد «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى»، (اعلى/15-14). يعنى: اهل نماز رستگار هستند.
11- نماز و امداد الهی می فرمايد: «وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ» (بقره/45) از صبر (و استقامت) و نماز، كمك بگيريد!يعنی: نجات بخش شما در گرفتاريها و مشکلات، ارتباط با خداست. حديث داريم: پيامبر و على(ع) هرگاه به مشكلى برخورد مىكردند نماز مىخواندند.
12- نماز و جلب رحمت الهی نمازرمز رحمت خداست. قرآن مىفرمايد: «وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» (نور/56). اگر مىخواهيد مورد رحمت الهی واقع شويد، نماز بخوانيد.
13- نماز و بخشيده شدن گناهان قرآن مىفرمايد: «قالَ اللَّهُ إِنِّي مَعَكُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاةَ وَ آتَيْتُمُ الزَّكاةَ وَ آمَنْتُمْ بِرُسُلي وَ عَزَّرْتُمُوهُمْ وَ أَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً لَأُكَفِّرَنَّ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ لَأُدْخِلَنَّكُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهار» (مائده/12). اگر شما اهل نماز باشيد لغزشهايتان را مىبخشم.
14- نماز و طرد افراد فاسق حديث داريم: «لَا تُصَلِّ إِلَّا خَلْفَ مَنْ تَثِقُ بِدِينِه»، (الكافي/ج3/ص374)، پشت سر كسي به ديندری اش وثوق و اطمينان نداری، نماز نخوان.
15- نماز و طرد و ردّ طاغوت و شيطان چون می گوئيم: «الله اكبر»، خدا بزرگ است، يعني: آمريكا کوچک است. «عَظُمَ الْخَالِقُ فِي أَنْفُسِهِم.....»، كسي كه خدا نزدش بزرگ است، غير از او کوچک اند. بحارالانوار/ج65/ص192).مثال:يک سالن بزرگ است. اما سوار هواپيما که بشويم، از بالا، سالن به اندازه يك جعبهي و بالاتر، به اندازهي يك صابون و قوطي كبريت و عدس و هر چه اوج گرفته و بالاتر برويم، كوچكتر ميشود. و هر چه ايمان و باور ما هم به خدا بيشتر شود، طاغوت نزد ما كوچكتر خواهد بود. ولذا امام خمينی (ره) فرمود: آمريكا هيچ غلطي نميتواند بكند.ما با كلمه محراب آشنا هستيم، در قرآن برای محلّ نماز حضرت زكريّا (ع ) آمده است؛ «هو قائم يصلّى فى المحراب» « آلعمران، 38- 39»، محراب در لغت به معنای محلّ حرب وجنگ است، پس نماز وحضور در محرابِ عبادت، قيام براى جنگ با ابليس است.اگر انسان هر روز چند بار در محلى قرار بگيرد كه نامش محل جنگ باشد، جنگ با هوسها و شيطانها و طاغوتها، القاى اين كلمه چه تأثيرى در فرد و جامعه دارد.
16- نماز و دوري از تكبر و استكبار حضرت زهرا (س) در بارۀ آثار نماز فرمود: «تطهيراً للكبر»، برای اينکه انسان از تكبر بيرون بيايد. در نماز است که انسان، بلندترين نقطهي بدن که پيشاني است در هر نماز و در دو سجده روي خاك قرار می دهد.
17- نماز ومقابله با انزوا و گوشه گيری نماز انسان را از گوشهگيري بيرون ميآورد چون به مسجد و نماز جمعه می رود. اصولاً نماز خوان، نميتواند آدم گوشهگيري و منزوي باشد، چون خداوند می فرمايد: «وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعينَ»، (بقره/43)، «وَ ارْكَعي مَعَ الرَّاكِعينَ»، (آلعمران/43)، زن و مرد در نماز جماعت شرکت کنيد. 18- نماز و تمركز الآن بعضي از پزشكها، بيماران خود را با تمركز درمان ميكنند. بهترين دوا برای تمركز، نماز است، چون بايد حواس انسان در نماز، جمع باشد، چون فرموده اند: رو بروي درب باز، آتش، رودخانه و عكس نماز نخوانيد. 19- نماز و مقابله با لهجه گرايیهمۀ انسانها، از ترك، فارس، عرب، عجم و... بايد نماز را عربي بخوانند. مثلِ خلبانها، که در هرجاي كرهي زمين باشند بايد انگليسي حرف بزنند.
نماز و اتحاد و همبستگی
همه به يك سمت و قبله می ايستيم. صف بنديِ نژادی نيست. ميگوييم: «و علي عباد الله الصالِحين» سلام بر بندگان صالح خدا.(با هر رنگ و زبان و نژاد و در هر کجای کرۀ زمين)
21- نماز و مبارزه با ستايشهاي نابجا
زمانی که ميگوئيم: «الحمدلله»، حمد و ستايش فقط براي خداست، يعني: من بلهقربان هيچ فرد ديگری نيستم.
22- نماز و تبليغات
در هر شبانهروز پنج نماز واجب داريم ودر هرنمازى سفارش به اذان واقامه شده است. در اين دو نداى آسمانى جمعاً:بيست مرتبه «حىّ على الصلوة» و بيست مرتبه «حىّ على الفلاح» و بيست مرتبه «حىّ على خيرالعمل» و ده مرتبه «قد قامت الصّلوة» داريم.پس هر مسلمانى در هر شبانه روز هفتاد مرتبه با كلمه «حىّ» به خود و ديگران، تلقين شتاب به سوى نماز مىكند و براى انجام هيچ عبادتى از اين همه تبليغ و تشويق استفاده نشده است و به خصوص كه سفارش شده است که اذان را بلند و با صداى زيبا بگوئيم.اذان، شكستن سكوت است و يك دوره ايدئولوژى و تفكّرات ناب اسلامى و سرود مذهبى با عباراتى كوتاه و پرمحتوا و هشدار به غافلان و نشانۀ باز بودن جوّ مذهبى و حيات معنوى است.
23- نماز، كليد قبولى عبادات
در اهميّت نماز، همين بسكه در روايات مىخوانيم: اگر نماز، قبول شود، عبادات ديگر هم قبول مىشود، ولى اگر نماز مردودشود، كارهاى ديگر هم ردّ خواهد شد« بحار، ج 82، ص 236». مثل اينكه اگر پليس، از شما گواهينامه رانندگى بخواهد، در عوض ما هر مدرك و كارت شناسايى معتبر ديگرى را ارائه دهيم، پذيرفته نمی شود، در قيامت نيز مجوّز عبور از صراط، قبولی نماز که بدون آن هيچ عبادتى قبول نمىشود.
24- نماز و آزمايش
در حديث مىخوانيم كه هر كس مىخواهد بداند مقام و ارزش او نزد خداوند چگونه است، ببيند كه خداوند نزد او چه مقامى دارد. « بحار، ج 75، ص 199». يعنی: اگر نماز نزد ما بزرگ و محترم بود، ما نيز نزد خداوند احترام داشته و اگر نسبت به انجام فرمان او بىتفاوت بوديم، مقام و ارزشى نداريم.
25- نماز و ياد قيامت
مردم نسبت به رستاخيز و معاد، چند دسته هستند؛الف): - گروهى به قيامت شك دارند: «انكنتم فىريب من البعث» « حج، 5»ب): - گروهى به قيامت گمان دارند: «يظنّون انّهم ملاقوا اللَّه» « بقره، 46»ج): - گروهى به قيامت يقين دارند: «و بالاخرة هم يوقنون» « نمل، 31»د): - گروهى منكر قيامت هستند: «و كنا نكذب بيوم الدّين» « مدّثر، 46»ه): - گروهى ايمان دارند ولى فراموش مىكنند: «نسوا يومالحساب» « ص، 26»نماز، هم شكزدايى مىكند و هم غفلتها را به «ياد» تبديل مىسازد. در نماز با گفتن «مالك يوم الدّين» در هر شبانه روز حداقل ده بار، انسان مسئله قيامت و حساب و کتاب را به خود تلقين و تذكّر مىدهد.
26- نماز و راهيابى
ما در هر نماز با گفتن «اهدنا الصرط المستقيم» از خداوند راه مستقيم را مىخواهيم.انسان هر لحظه فكر تازهاى دارد، دوستان و دشمنان، نزديكان و بيگانگان، طاغوتها و وسوسهگران وشياطين نيز با تلقين و تشويق و تهديد و تبليغ، براى انسان طرحهائى را دارند و برنامهريزىهائى مىكنند كه انسان جز با امداد الهى هرگز نمىتواند در ميان اين همه راه كه از هوسها مايه مىگيرد، نجات يابد و راه مستقيم را بپيمايد.راه مستقيم:راه اولياى خداست.راهى است كه از هرگونه خطا و انحراف دور است.راهى است كه ترسيم كننده آن مرا دوست دارد و نيازم را مىداند.راهى است كه به بهشت منتهى مىشود.راهى است كه با فطرت سالم هماهنگ است.راهى است كه اگر در آن راه بميرم شهيد محسوب مىشوم.راهى است كه از عالم بالا و بالاتر از علم ماست.راهى است كه انسان در آن دچار شك وپشيمانى نمىشود.راهى است از همه راهها صافتر، نزديكتر و روشنتر.وبالاخره راه مستقيم، راه انبيا، شهدا، صالحان وصديّقين است.
27- نماز و طهارت و سلامت قلب
همان گونه كه براى انجام نماز، طهارت ظاهرى، در قالب وضو و غسل و تيمم، شرط است، قبول و پذيرفته شدن نماز نيز، به طهارت باطنى نياز دارد.بارها قرآن به پاكى دل اشاره كرده است، تا آنجا که مىفرمايد: تنها قلب سليم به درگاه خداوند راه دارد.پس نماز سكّوى پرواز به باطن است، نمازى بر اساس معرفت و عشق، نمازى برخاسته از اخلاص و محبّت، نمازى با حال خشوع،نمازى دور از غرور و عُجب و ريا، نمازى سازنده و محرّك، نمازى از قلبى بىهوى و بىمرض.
28- نماز و صداقت
كسى كه ديگرى را دوست دارد سخن گفتن با او را هم دوست دارد. آنها كه با زبان، مدّعى خداخواهى و خدادوستىاند، ولى علاقهاى به نماز ندارند در ادّعاى خود صداقت ندارند. نماز ملاك و ميزان مقدار تعهّدى است كه انسان در اظهارات خود دارد. به همين دليل نماز منافق همچون ساير اعمالش همراه با صداقت نيست.
در سراسر نماز، قصد قربت شرط صحيح بودن آن است، حتّى اگر حركت يا كلمهاى از واجبات يا مستحبات نماز را براى غير خدا انجام دهيم نماز باطل مىشود و اگر مكان نماز يا زمان آن را براى غير خدا تعيين نمائيم نماز باطل است، اگر حالتى كه هنگام نماز به خود مىگيريم براى غير او باشد نماز باطل است.بنابراين عبادت بودن نماز مربوط به آن است كه انسان هيچگونه قصد غير خدائى نداشته باشد و اين قصد قربت از لحظه ورود بهنماز تا پايان همچنان ادامه يابد.ناگفته پيداست كه انسان در لابلاى آن همه زرق و برقها و جاذبههاى زياد اگر هر روز بتواند از همه چيز دل تهى كند و ريسمان معنوى روح خود را با ذات مقدّس او گره زند و چنان با او خلوت كند كه راه نفوذ غير را بگيرد، ارزش مهمى را به دست آورده است.ما در نماز با گفتن «ايّاك نعبد و ايّاك نستعين» به عبوديّت و بندگى خالصانه اعتراف مىكنيم واين اخلاص را از خداوند مىخواهيم 30- نماز و سنجش ايمان قرآن مىفرمايد: «و انّها لكبيرة الّا على الخاشعين» «بقره، 45»، نماز بار سنگينى است مگر براى افراد خاشع.بنابراين هرگاه احساس كرديم نماز براى ما سنگين است بايد بفهميم روح خشوع نسبت به پروردگارمان نداريم و رفتن خشوع زمينه بى تفاوتى و كبر است.امام سجّاد عليه السلام در دعاى سحر ماه رمضان كه نامش دعاى ابوحمزه ثمالى است، در ضمن مناجاتهاى خود فلسفه سنگينى نماز را تحليل کرده و مىگويد:خدايا! چرا هنگام نماز نشاط ندارم؟شايد مرا از درگاه خود راندهاى! شايد بخاطر ياوه گوئىها، توفيقم كم شده! شايد مرا صادق نمىدانى! شايد رفيق بد در من اثر گذاشته و ...به هر حال سنگينى نماز علامت خطر است. 31- نماز و درک حقيقت نماز تنها يك توجّه قلبى نيست، بلكه عملى است همراه با مردم و با بهرهگيرى از طبيعت. بايد به آسمان نگاه كرد تا وقت نماز را شناخت، به ستارگان نگريست تا قبله را شناخت، به آب توجّه كرد تا پاك و مطلق و حلال و تميز باشد، به خاك دقّت كرد تا براى سجده و تيمم شرائط لازم را داشته باشد.رسول اكرم صلى الله عليه و آله سحرها به آسمان و ستارگان نگاه مىكرد و فكر مىكرد و مىگفت: «ربّنا ما خلقت هذا باطلا» پروردگارا! اينها رابيهوده خلق نكردى. آنگاه به نمازشب مىايستاد.فكر در طبيعت يكى از راههاى خداشناسى است.البتّه توجّه به طبيعت صحيح است نه غرق شدن در طبيعت.طبيعت، آيه و علامت و فلش براى عبور است نه توقفگاه و غرقاب، آب دريا براى آن است كه كشتى روى آن برود، نه آنكه آب توى كشتى وارد شود و همه را غرق كند. خورشيد براى آن است كه انسان از نورش بهره گيرد نه آنكه به نورش خيره گردد و كور شود.
32- نماز و ادب
در اسلام به ما سفارش شده كه در نماز با ادب بايستيم، دستها روى رانها، بدن آرام، نگاهها به محل سجده، لباسها نو و تميز، همراه با بوى خوش و معطّر. اگر با جماعت هستيم از سايرين جلو و عقب نيفتيم و خود را هماهنگ ديگران و مردم كنيم، مقام امام را نگهداريم، قبل از او كارى انجام ندهيم، به ركوع يا سجود نرويم و بهتر است حتّى قبل از كلام امام، ذكر نماز را به زبان جارى نكنيم. مجموعه اين دستورالعملها روحيه ادب و اطاعت را در انسان تقويت مىكند، آن هم ادبى بر اساس ارزشهايى چون: شناخت، محبّت، تواضع و ادب در برابر كسى كه اهليّت دارد، نه تملّق و نه خودباختگى. 33- نماز و عدالت ورزی از مهمترين ارزشهاى اسلامى، عدالتورزى و عدالت گسترى است. در نماز نيز عدالت و محبوبيّت اجتماعى دو شرط مهم براى امام جماعت است. همچنين براى كسانى كه در صف اوّل نماز قرار مىگيرند، صفات وكمالاتى مطرح شده كه اين صفات خود يك نوع زندهكردن ارزشهاى معنوى است. يعنى در جامعه هرگروه كه به عدالت و تقوى نزديكترند بايد جلوتر ومحترمتر باشند. 34- نماز و توكّل در نماز بارها آيه مباركه «بسم اللَّه الرحمن الرحيم» را بر زبان جارى و به خود تلقين مىكنيم، که حرف «باء» در «بسم اللَّه» رمز استمداد و توكّل است،
35- نماز و روح بزرگ
انسان در نماز خداوندى را حمد و سپاس مىكند كه خالق تمام هستى است. سرچشمه تمام رحمتها و بركات است. مالك روز قيامت است.كسى كه حمد و ثناى خود را نثار اين وجود مقدّس با اين خصوصيات مىكند هرگز حاضر نيست براى هر چيز پست و جزئى و در برابر هر قدرت ناچيزى ستايش كند.زبانى كه ثناگوى خالق هستى شد، ديگر تن به ثناگويى هر نالايقى نمىدهد. فراموش نكنيم كه امام حسين عليه السلام فرمود:كسى كه وصل به پيامبر صلى الله عليه و آله باشد و از دامن زهرا عليها السلام برخاسته باشد، بيعت يزيد را نخواهد پذيرفت. 36- نماز و الگوپذيرى در نماز با گفتن «صراط الذين انعمت عليهم» از خداوند مىخواهيم كه الگوى ما را كسانى قرار بده كه مورد لطف تو هستند، تو را شناختند و به تو عشق ورزيدند، در راه تو گام برداشته و استقامت كردند و از تو جدا نشدند.بر اساس آيه 69 سوره نساء كسانى كه خداوند به آنها نعمت داده، عبارتند از: انبيا و شهدا و صديّقين و صالحان.آرى نعمت واقعى همان ايمان و ارتباط با خداوند و گام در راه رضاى او برداشتن و در راه او فدا شدن است. نعمتهاى مادّى نصيب حيوانات هم مىشود «متاعاً لكم ولانعامكم» «نازعات/33» مقام معنوى است كه به انسان ارزش مىدهد. 37- نماز و جهاد
دستورات اسلام از يكديگر جدا نيست ولذا قرآن مىفرمايد:«لاتصلّ على احد منهم مات ابداً ولا تقم على قبره» «توبه/84» به جنازه فراريان از جبهه نماز نخوانيد:فراموش نمىكنم در ايّام دفاع مقدّس، جوانى وصيّت كرد كه اگر من شهيد شدم مرا دفن نكنيد مگر آن دو دستهاى كه با هم قهرند، آشتى كنند و اين جوان از خون مقدّس خودش به نفع اصلاح ذاتالبين استفاده كرد، در حالى كه مىتوانست بگويد اگر شهيد شدم راضى نيستم فلان شخص يا گروه به تشييع جنازه من بيايد و بدينوسيله آتش فتنه را بيشتر و كينهها را عميقتر نمايد. 38- نماز و ياد پيامبر
امام حسين عليهما السلامدر هر دو ركعت نماز، يك تشهد مىخوانيم كه در آن به يگانگى خداوند و رسالت حضرت محمّد صلى الله عليه و آله اقرار مىكنيم.هر روز در پنج وقت اين اقرار و اعتراف به توحيد و نبوّت لازم است تا انسان راه را گم نكند، مكتب و صاحب آن را فراموش نكند، بر او صلوات بفرستد و در اين اقرار و صلوات در رديف خداوند و فرشتگان قرار بگيرد. زيرا قرآن مىفرمايد: «انّ اللَّه و ملائكته يصلّون على النبى» «احزاب/59» خدا و ملائكه بر پيامبرش صلوات مىفرستند، پس چرا ما نفرستيم؟ مگر او ما را نجات نداد؟ سلام بر پيامبر اسلام كه ما را نجات داد.و بهترين چيزى كه سجده بر آن سفارش شده، خاك كربلا و تربت امام حسين عليه السلام است. امام صادق عليه السلام هنگام سجده پيشانى مقدّسش را بر خاك كربلا مىگذاشت. براى همراه داشتن تسبيح تربت امام حسين نيز رواياتى وارد شده است تا آنجا كه همراه داشتن آن مثل گفتن سبحان اللَّه است و سجده بر مهر آن سبب كنار رفتن پردهها و قرب بيشتر به ذات مقدّس خداوند است. «وسائل، ج 3 ص 608». 39- نماز و بيمه کردن روح در سوره معارج مىخوانيم: «اذا مسّه الشّر جزوعا و اذا مسّه الخير مَنوعا الّا المصلّين الّذينهم على صلاتهم دائمون» «معارج/20-23»انسان در برابر تلخىها و شرور بى صبر است و در برابر لذّتها و خوبىها تنگنظر و بخيل، مگر نمازگزارانى كه نسبت به انجام آن هميشه مراقبند.آرى ارتباط دائمى با قدرت بىنهايت، به انسان قدرت مىدهد، روحيّه توكّل را بالا برده و انسان را موجودى شكستناپذير مىسازد.ناگفته پيداست كه اين آثار براى نماز پيوسته و همراه با توجّه است، نه نمازهاى غافلانه و موسمى. 40- نماز و مردمی بودن
اصل در نماز، به جماعت خواندن است.در نمازجماعت، با مردم، در مردم و از مردم بودن مطرح است، در كنار مردم بدون هيچ گونه امتياز، از هر نژاد و اقليم و در هر شرايط اقتصادى.نمازجماعت بدون امام نمىشود، چنانكه جامعه بدون رهبر نمىشود. امام براى همه مردم به طور يكسان امام است، نهبراى گروه خاص. فقير و غنى و زشت و زيبا در كنار هم قرار مىگيرند، بايد امتيازات پوچ با نماز جماعت از جامعه حذف شود، اگر امام در نماز اشتباه كرد مردم به او هشدار مىدهند، يعنى در نظام اسلامى امام وامّت بايد مراقب يكديگر باشند.امام جماعت بايد مراعات ضعيفترين مردم را بكند و نماز را طول ندهد و اين خود درسى است كه مسئولين بايد در برنامهريزىها و حركتها توجّه به همه اقشار داشته باشند. در نماز جماعت مردم نبايد از امام جلو بيفتند و اين درس ديگرى است كه نشانه نظام و ادب مىباشد. اگر از امام جماعت گناه بزرگى سر زد و مردم فهميدند، بايد كنار رود. يعنى مردم و جامعه را نبايد بدست فاسق سپرد. در نمازجماعت همه با هم به خاك افتاده و سجده مىكنيم آرى بايد همه با هم باشيم.در نماز جماعت همه مردم مىتوانند با كسب علم و تقوى و محبوبيّت امام شوند، پيشنمازى ارث كسى نيست، هر كسى در كمالات برتر شد در جامعه آقاست.
41- نماز و اطلاعرسانى
امروزه در دنيا دولتها با صرف بودجههاى سرسامآورى براى امر اطلاعرسانى به جامعه كوشش مىكنند.در اسلام طرح نمازجماعت و حضور مردم در صحنه، آن هم درخانه خداوند و با وضو، بهترين فرصت براى آشنايى مردم با يكديگر و آشنايى با توطئههاى دشمنان و پيشبينى راه حلها براى خنثى كردن آن و شنيدن آخرين اخبار و گرفتن تحليل درست از زبان امام جماعت با سواد و با تقوى و احوالپرسى از يكديگر و تفقّد از محرومين جامعه و ياد گذشتگانى كه در مسجد بودهاند و حضور و غياب ساده و بىتشريفات و دعاى دستهجمعى براى حلّ مشكلات و استمداد از خداوند است. 42- نماز و رهبرى
نماز جماعت همانند هر اجتماع ديگر نياز به رهبر و امام دارد. در انتخاب امام جماعت مردم بايد توجّه به كمالات، علم، تقوى، لياقتها و اهليّتها داشته باشند و اين خود تمرينى است كه در جامعه زير بار هر رهبرى نروند.امام جماعت واسطه ميان مردم و خداست و انسان نبايد فاسق را واسطه قرار دهد.افرادى كه در گناه و فساد غوطهورند چگونه مىتوانند مرا با نمازى آشنا كنند كه از فحشا ومنكر جلوگيرى كند؟ آرى امامِ جماعت بايد انسان وارسته، با كمال، با سواد و با تقوى باشد.مگر نه اين است كه امام من، رابط من با خداست؟ به هر ريسمانى كه نمىتوان چنگ زد و با هر نردبانى كه نمىتوان بالا رفت.آرى انتخاب امام جماعت مردم را هر روز به فكر امامت و رهبرى مىاندازد.اگر رهبرى براى چند نفر در مسجد شايستگىهايى لازم دارد پس رهبرى امت و جامعه شايستگى بيشترى مىخواهد.
اسلام از مردم تحرك و هيجان معنوى مىخواهد، شعار «عجّلوا بالصلوة» و «فاسعوا الى ذكر الّله» « جمعه، 9» يعنى بايد هنگام نماز با صداى مقدّس اذان در جامعه مسلمين، تحرّك و تصميم خاصى را به وجود آورد، بايد كارها تعطيل، تفرقها تبديل به وحدت، غفلتها تبديل به ذكر و ياد خدا شود.مؤمن واقعى كسى است كه هرگاه ياد خدا شد دل او تكانبخورد. مثال كسى كه صداى اذان را بشنود و بىتوجّه باشد، مثال كودكى است كه صداى پدر را بشنود و اعتنا نكند. 44- نماز و وقف
فكر و فرهنگ نماز، مسأله مسجدسازى وقرار دادن موقوفات براى آن را در جامعه به وجود مىآورد. صدها هزار قطعه زمين و مغازه و مزرعه در طول تاريخ وقف مساجد شده كه اين خود يك صدقه دائمى و يك حركت الهى و خدمت اجتماعى است كه در شعاع نماز و مسجد نصيب مردم مىشود.وقف چراغى است كه انسان براى فرداى خويش مىفرستد، وقف نشانه تداوم مالكيّت انسان بعد از مرگ است، وقف نشانه عشق به مكتب و مردم است. 45- نماز و انتخاب دوست
در حديث است: يكى از بركات مسجد و نماز، پيدا كردن دوست خوب است. « بحار، ج 83، ص 351». انسان در زندگى اجتماعى خود نياز به دوست دارد و نقش مثبت يا منفى دوست در زندگى انسان بر كسى پوشيده نيست. مسجد بهترين مركز دوستيابى است.كسانى كه به مسجد مىروند براى بندگى خدا مىروند. حيلهها و خودنمايىها را كنار مىگذارندو انسان مىتواند در ميان مردم مسجد، دوست خود را انتخاب كند.اگر شخصى اهل نماز نبود، چرا با او دوست شويم؟ او كه با خدا قهر است، با من نيز دوست نخواهد بود. او كه الطاف خدا را فراموش مىكند، خدمات مرا هم فراموش خواهد كرد. او كه با مؤمنين وفادار نيست، چگونه اطمينان دارى با تو وفادار بماند؟. 46- نماز و انتخاب همسر
در اسلام سفارش شده كه اگر كسى اهل مسجد و جماعت نيست و عملًا به عبادت و وحدت و امّت، بدون عذر پشت پا مىزند، او را بايكوت كنيد، او را به عنوان همسر خود انتخاب نكنيد. عمل به همين دستور مىتواند مساجد را پر كند، زيرا جوانان كه فهميدند رها كردن مسجد و مسلمين به قيمت طرد عملى آنان تمام مىشود هرگز مساجد را رها نخواهند كرد. 47- نماز و امداد رسانی به مردم
يكى از بركات نماز به خصوص در مساجد، امدادگرى است، هميشه محرومان به مساجد روانه مىشدند و مشكلات خود را با مردم در ميان مىگذاشتند و در آن مكان مقدّس آن را حل مىكردند. سابقه اين كار از زمان رسول اكرم صلى الله عليه و آله بوده است و قرآن صحنهاى را نقل مى فرمايد: كه فقيرى وارد مسجد شد و از مردم استمداد كرد. كسى به او توجّهى نكرد و فقير با ناله به خداوند حال خود را گفت. حضرت على عليه السلام مشغول نماز بود، به فقير اشاره كرد و او جلو آمد، در حال ركوع انگشتر خودرا به او داد، آيه نازل شد كه: رهبر شما فقط خداوند و پيامبرش و كسانىاند كه در حال ركوع انفاق و به فقرا رسيدگى مىكند.به هر حال، امدادرسانى به جبهههاى جنگ و كمك به فقراء از مسجد و در سايه بركات نماز بوده و خواهد بود.مسلمين از پايگاه مساجد به جبهه مىرفتند، انقلاب اسلامى ايران هم از مساجد شروع شد.اجتماع مردم در مسجد بركاتى دارد كه با نوشتن چند سطر حقّ آن ادا نمىشود.در قرآن بارها نماز و انفاق، نماز و زكات، نماز وقربانى، در كنار هم آمده و در حديث هم مىخوانيم نماز كسى كه زكات ندهد قبول نيست. 48- نماز و اقتصاد سالم
در نماز بايد لباس ومكان وآبى كه براى غسل و وضو استفاده مىشود حلال و طبق دستور اسلام باشد واگر دگمه يا نخى از لباس يا قطرهاى از آبى كه براى نماز مصرف مىشود از طريق نامشروع تهيه شده باشد نماز باطل است.جالب اينكه اگر بخواهيم نماز و دعاى ما قبول واقع شود بايد لقمهاى را كه مصرف مىكنيم نيز حلال باشد.آرى همانگونه كه هواپيما براى پرواز، بنزين مخصوص مىخواهد، پرواز معنوى انسان نيز لقمه حلال لازم دارد. 49- نماز و تشكيلات
چنانچه براى امام جماعت حالتى پيش آيد كه نتواند به نماز ادامه دهد، يكى از كسانى كه پشت سر او در نزديكى او هستند در همان حال امامت را به عهده مىگيرد و اين نشانگر آن است كه برنامههاى اسلامى با رفتن يك فرد نبايد بهم ريزد، بلكه بايد تشكيلات و نظام چنان پايهگذارى و برنامهريزى شود كه هرگاه فردى رفت نظام از هم نپاشد و تشكيلات همچنان پا بر جا باشد. مهمّ، تداوم راه است، هر چند پيشوا، عذرى پيدا كند. 50- نماز و محبّت
تعاون و محبّتى كه ميان مسجدىهاست ميان ديگران نيست.در نظام زندگى مسجدىها همين كه يك نفر دو سه روز نيامد احوالش را مىپرسند. اگر مريض است عيادتش مىروند، اگر مشكلى دارد حل مىكنند، مسجدىها احساس غربت نمىكنند.كسى كه هيچ فرزند وبرادرى نداشته باشد ولى سروكارش با مسجد باشد احساس مىكند همه مردم برادر و فرزندش هستند.بارها ديده شده يك مسجدىِ ساده كه از دنيا مىرود مجالس او پر رونق، مغازهها براى او بسته و تشييع جنازه او شلوغ و با شكوه است.اينها نشانه پيوند قلبى و محبّتى است كه در خانه خداوند با مؤمنين ايجاد مىشود.يك مسجدى در خود يك دلگرمى احساس مىكند، مردم را در غم و شادى خود شريك مىداند و هرگز اين عواطف گرم از دوستان مسجدى را نمىتوان با چيزى مقايسه كرد.
كسانى هستند كه در محله خود حاضر به كار خلاف نيستند، چون مردم او و بستگانش را مىشناسند، ولى اگر همين اشخاص به منطقه ناشناسى هجرت كنند، خلاف براى آنان سنگينى قبلى را ندارد.شركت در نماز، انسان را وابسته به مسجد و اسلام و مردم مىكند و براى مسجدى سيمائى از تقوى مىسازد كه با اين عنوان حتّىالمقدور حاضر به خلاف نيست، مىداند كه كار خلاف، آبروى مذهبى او را مىبرد، لباس قدسى و محبوبيّت را از تنش بيرون مىآورد، ولى افرادى كه از مردم و اسلام و مسجد بريدهاند، خلاف كارى برايشان خيلى سختى ندارد، او عنوان مذهبى پيدا نكرده تا غم از دست دادنش را بخورد.آرى، كسى كه لباس سفيد بپوشد خودش روى زمين آلوده نمىنشيند. 52- نماز و اصلاح فرد و جامعه
قرآن كريم در كنار اقامه نماز مىفرمايد: «انا لا نضيع اجر المصلحين» «اعراف/170» ما پاداش اصلاح طلبان را ضايع نمىكنيم.معلوم مىشود نماز اگر درست برگزار شود واحكام و شرايط ظاهرى وباطنى آن مراعات شود، جامعه به طرف صلاح مىرود.نمازگزار در واقع يك نفر مصلح است.عبادت با گوشهگيرى نيست، بلكه با اصلاح جامعه است و نمازگزاران بايد مفاسد را از جامعه بردارند.دو نفر از مشركان به نام رفاعه و سويد اظهار اسلام كردند، ولى جزء منافقان شدند. بعضى از مسلمانان با آنها رفت و آمد داشتند.آيه نازل شد:«يا ايها الذين آمنوا لاتتخذوا الذين اتخذوا دينكم هزواً ولعبا ...»-«اولياء ... اذا ناديتم الى الصلوة اتخذوها هزواً و لعبا» «مائده، 57- 58»اى مؤمنين! كسانى كه دين شما را به بازى گرفتهاند، دوست خود قرار ندهيد، آنان كه چون شما نداى نماز (اذان) سر مىدهيد آن را به بازى مىگيرند.در اين دو آيه، ابتدا مىفرمايد: آنان دين شما را به بازى مىگيرند. سپس مىفرمايد: آنان اذان را به بازى مىگيرند. پس معلوم مىشود كه اذان و نماز عُصاره و چهره دين است. 53- نماز و سياست
در روايات مىخوانيم: اگر انسان تمام عمرش را به نماز مشغول باشد، آن هم در كنار كعبه در شهر مقدّس مكّه، ولى رهبرى الهى را نپذيرد نمازش قبول نيست.مشكل امروز مسلمانان آن است كه نماز مىخوانند ولى رهبرانشان افراد ترسو و وابسته و دست نشانده و بدون ملاكهاى الهىاند. با زبان از خداوند راه مستقيم مىخواهند، ولى در عمل بيراهه مىروند.
54- نماز و مشورت
در سوره شورى كه صفات مؤمنين را مىشمرد مىفرمايد:«واقاموا الصلوة و امرهم شُورى بينهم» كار آنان بر اساس مشورت است و اقامه نماز مى كنند.از اين آيه معلوم مىشود در مجلس مشورتى در هر ردهاى كه هستند بايد نسبت به اقامه نماز حساس باشند. اگر مشورت مهم است نماز مهمتر است. اگر براى شركت در مجلس شورا و انتخابات، اين همه بودجه و سرمايه گذارى صرف پر كردن صندوقهاى رأى مىشود بايد براى پر كردن مسجد هم كمى سوز و تلاش باشد. 55- نماز و اخوّت اسلامى
در سوره توبه بعد از معرّفى كفّار و مشركين و نقشههاى آنها مىفرمايد: «فان تابوا واقاموا الصلوة و اتوا الزكاة فاخوانكم فىالدين» «توبه 11»، لكن اگر توبه كردند و نماز به پا داشتند و زكوة مال خود را پرداختند برادران دينى شما هستند.در اين آيه يكى از شرطهاى برادر ايمانى شدن، اقامه نماز معرّفى شده است. 56- نماز و شهرسازى
قرآن مىفرمايد: «......واجعلوا بيوتكم قبلة و اقيموا الصلوة...» «يونس، 87»، به موسى وهارون گفتيم مشكل مسكن بنىاسرائيل را حل كنيد و براى قوم خود خانه قرار دهيد. آنها را از پراكندگى و زندگى طفيلى نجات دهيد تا با خانهدار شدن احساس دفاع از وطن هم در آنها زنده شود، لكن در نقشه شهرسازى، خانههايتان را به سوى قبله قرار دهيد تا بتوانيد بدون مشكل اقامه نماز كنيد.در ايران بعضى از شهرهايى كه مهندس آن شيخبهايى بوده كوچهها و خيابانها طورى است كه قبلهها مستقيم و بدون انحراف قرار گرفته است.(البتّه معناى ديگرى هم براى قبله در اين آيه شده، ولى با توجّه به جمله «اقيموا الصلوة» همين معنا بهتر است). 57- نماز و حمايت الهى از نمازگزاران
اشراف قريش به رسول اكرم صلى الله عليه و آله پيشنهاد كردند كه مسلمانان پابرهنه را از دور خود بران تا ما دور تو جمع شويم. آيه نازل شد:«واصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم بالغدوة والعشىّ» «شورى، آيه 38»اى پيامبر! با كسانى باش كه صبح و عصر خدا را مىخوانند.امام صادق عليه السلام فرمود: يعنى كسانى كه اهل نمازنند. 58- نماز و ترويج قرآن
زيرا هر نمازگزار مجبور است كه در نمازهاى هفده ركعتى خود، روزى ده بار سوره حمد را بخواند و بدنبال آن يكى ديگر از سورههاى قرآن را بخواند، طبيعى است تلاوت دو سوره از قرآن در هر ركعت، مانع به فراموشى سپرده شدن قرآن در جامعه مىگردد. به علاوه در آيات الهی قرآن و نماز بارها در كنار هم آمدهاند:«يتلون كتاب اللَّه و اقاموا الصلوة»، «فاطر29»، كسانى كه قرآن تلاوت مىكنند و نماز به پا مىدارند. يا؛ «يمسّكون بالكتاب واقاموا الصلوة» «اعراف 170»، كسانى كه به قرآن تمسّك كرده و نماز به پا مىدارند.قرآن مارا به نمازدعوت مىكند ونماز ما رابا قرآن آشنا مىسازد. 59- نماز و شباهت با فرشتگان
نام يكى از سورههاى قرآن، «صافّات» است. خداوند در اوّلين آيه آن به فرشتگانى كه در صفّ هستند سوگند ياد مىكند. در چندجاى ديگر نيز، قرآن از صفوف فرشتگان و آماده اطاعت بودن آنها سخن به ميان آورده است.نام يكى ديگر از سورههاى قرآن، «صَف» مىباشد كه در آن هم از رزمندگانى كه با صفوف فشرده در راه خداوند جهاد مىكنند ستايش شده است. اين دو واژه «صَف» و «صافّات» كه نام دو سوره است نشانه توجّهى است كه قرآن به نظم و انضباط دارد.نمازگزار نيز در صفوف جماعت شباهتى با فرشتگانى پيدا مىكند كه در صفوف بسيار بزرگ قرار دارند. 60- نماز و رحم
در نماز كمتر كلمهاى به اندازه واژه «رحمت» بكار رفته است. درآغاز سوره حمد و سوره پس از آن مىگوئيم: «بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم»، بعد از «الحمدللَّه رب العالمين» مىگوئيم: «الرّحمن الرّحيم»، پس در هر ركعت سه بار عبارت «الرّحمن الرّحيم» را بكار مىبريم كه در واقع شش بار كلمه رحمت را تكرار كردهايم و در هفده ركعت نماز، ده ركعت آن را با حمد و سوره مىخوانيم كه مجموعاً شصت مرتبه مىشود.تكرار لغت «رحمت» هر روز شصت مرتبه اگر با توجّه و حضور قلب باشد، در فرد و جامعه، رحم انسانها را به جوش مىآورد و اگر رحم انسان به جوش آمد كمكها، محبّتها، تعاونها، خيرخواهىها و عفو و گذشتها ثمره آن خواهد بود و مردمى كه تعاون و رحمت در ميانشان زنده باشد قابليّت دريافت رحمتهاى ويژهاى را خواهند داشت. 61- نماز و برائت از دشمنان
در نماز از غضب شدگان و گمراهان برائت مىجوئيم و مىگوئيم:«غيرالمغضوب عليهم و لاالضالّين»، خدايا مرا از آنها قرار نده. در قرآن اين افراد واقوامى مورد غضب قرار گرفتهاند: فرعونها، قارونها، ابولهبها، منافقان، علماى بىعمل، يهوديان رباخوار و تنپرور كه دنبالهرو دانشمندان دنياپرست و قانونتراش رفتهاند.درباره اين گروهها، كلمه غضب و لعنت بكار رفته است و اين گروهها و افرادى گمراه شناخته شدهاند، گرچه خداوند در دنيا آنان را گرفتار قهر خودش نكرده باشد. 62- نماز و هدايت يافتن
علاوه بر دعاهايى كه در قنوت مىخوانيم، هر نمازگزار با گفتنجمله «اهدنا الصراط المستقيم» از خداوند بهترين نعمتها را كه نعمت هدايت است مىخواهد. 63- نماز و نشاط
قرآن از منافقين چنين ياد مىكند كه آنها با كسالت نماز مىخوانند، نه عاشقانه و با نشاط: «و اذا قاموا الى الصلوة قاموا كُسالى» «نساء142»، همچنين در آيه 54 سوره توبه از چنين انتقاد شده که؛ «لايأتون الصلوة الّا و هم كُسالى و لاينفقون الّا و هم كارهون»، و نماز بجا نمىآورند جز با كسالت، و انفاق نمىكنند مگر با كراهت!دليل آن هم روشن است، چون هدف از عبادت و انفاق رشد معنوى است و شرط تحصيل آن نشاط و علاقه است