دستانش را بگیر نگذار از دست برود
که سالهاست به دور از دسترس است
اورا یاری کن
سالها یاری ندیده است
آغوشت را برایش باز کن چون آغوشی ندارد
سینه ات را از دشمنان برایش سپرکن...
زیبایی هایم به باد رفت
قلبم شکافت،غرورم فرو ریخت
چشمانم
در انتظار بازی با پنجاه ودر ورق دیگر کور شد...
لیک
هنوز
شادم ،هنوز جوکری با انرژی وپاکم
لیک
پیرتر از...